![]() |
![]() |
|
| اين وبلاگ شامل پيامها؛ مقالات؛ گزارشات گروه مشاوره مي باشد. |
|
طرح درس درس برنامه ریزی تحصيلي وشغلی
موضوع درس تصمیم گیری و حل مساله
هدف کلی آشنایی با مهارت تصمیم گیری و حل مساله در زندگی
هدفهای رفتاری دانش آموز در پایان این درس : مهارت حل مساله را تعریف می کند . مهارت تصمیم گیری را تعریف می کند. اثرات تصمیمات درست و غلط را بیان می کند. مفهوم مساله را بیان می کند. تاثیر تصمیم گیری را در آینده شغلی - تحصیلی خود بیان می کند.
روش تدریس بارش ذهنی،بارش فکری
وسائل مورد نیاز گچ ، تخته سیاه ،ديتا شو ورايانه (نشان دادن سي دي تهيه شده در مورد روشهاي حل مساله)
فعالیتهای پیش از شروع درس(15دقیقه) سلام و احوالپرسی – حضور و غیاب – مرور درس گذشته
ارائه درس (30دقیقه) با بیان سوال کلی در مورد مهارت حل مساله و تصمیم گیری در زندگی چه می دانید بحث را شروع می کنیم .این موضوع را به بارش فکری گذارده و با بیان مثالهای عینی با کمک دانش آموزان ،موضوع را به بحث گروهی گذاشته و یک نفر به عنوان نماینده گروه پاسخها را یادداشت می کند. در این زمینه واژه های تصمیم گیری عاقلانه و احساسی و همچنین راه حلهای منطقی و احساسی شرح داده شود و در پایان پاسخهای در یافت شده به بارش فکری گذارده شده تا بهترین پاسخها انتخاب شوند.
ارزشیابی پایانی (20دقیقه) انتظار می رود دانش آموزان بتوانند به سواات زیر پاسخ دهند: چگونه می توان تصمیمات درست گرفت ؟ چطور می توان بهترین راه حل مساله را پیدا کرد.؟ رابطه تصمیم گیری وحل مساله چیست ؟ عوامل موثر در تصمیم گیری کدامند؟
جمع بندی نهایی (20دقیقه) نتیجه بحثها توسط مشاور جمع بندی شده و بهترین تعاریف جهت یادداشت انتخاب و مطرح شوند .
تعیین تکلیف(5دقیقه) مساله ای مطرح شده واز دانش آموزان خواسته می شود بهترین راه حلی که به نظرشان می رسد را بنویسند و دلایل خود را نیز بیان کنند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 11:7 توسط گروه مشاوره |
|
|
طرح درس مربوط به درس برنامه ریزی تحصيلي وشغلی موضوع ضرورت واهمیت کار
هدف کلی دانش آموزان با ضرورت واهمیت اشتغال وکار کردن ومفهوم کار در زندگی بشر نقش کار در زندگی فردی واجتماعی انسان ورابطه تحصیل وکار آشنا شوند.
هدف های رفتاری در پایان دانش آموزان باید بتوانند: 1. در مورد ضرورت اهمیت نقش کار درشکل گیری ابعاد زندگی انسان صحبت کنند. 2. با تأثیر نوع اشتغال بر الگوی خواب وبیداری فرد، اوقات فراغت روابط اجتماعی ودوستی ها وفرهنگ اجتماعی گفتار لباس ومحل سکونت آشنا شوند. 3. ضرورت همبستگی کار را برای پیشرفت فردی اجتماعی وساختن تمدن بشر بیان کند. 4. رابطه رشته تحصیلی انتخابی وشغل آینده خویش را توجیه کنند. 5. سه مورد از مهمترین ارزش های خود را نام ببرند ومشاغلی را در ارتباط با آن ها ذکر کنند
فعالیت های قبل از شروع درس(15 دقیقه) سلام واحوال پرسی حضور وغیاب بررسی تکلیف جلسه قبل مشخص کردن وظیفه هر کدام از گروه ها برای ایفای نقش
ارزشیابی تشخیصی(10 دقیقه) از دانش آموزان درس های قبل پرسیده شود 1. چرا به مدرسه می آییم ؟ 2. ارزش های تحصیل چیست ؟ 3. هدف های مدرسه کدامند؟
روش تدریس (بارش فکری) ، پرسش وپاسخ
فعالیت معلم(20 دقیقه) · تعریف شما از کار چیست ؟ · هدف شما از انجام کار چیست؟ · آیا در انجام کار فقط اهداف مادی مورد نظر است ؟ · چرا بعضی از افراد از انجام کار لذت می برند؟ · فواید کار چیست؟ · چرا کار اهمیت دارد؟ سوالات را در گروه به بحث گذاشته وبا دادن وقت لازم نتیجه را به سر گروه بیان می کند. نتایج را روی تابلو نوشته ونتیجه گیری کلی می کند.
جمع بندی درس(20 دقیقه) خلاصه ای از مفهوم اصلی درس گفته شود تعاریف روی تابلو نوشته شود ومرور گردد.
ارزشیابی پایانی(20 دقیقه) انتظار می رود دانش آموز بتواند به سوالات زیر پاسخ دهد 1. ضرورت واهمیت کار کردن چیست ؟ 2. تاثیر کار در جایگاه اجتماعی اقنصادی وعاطفی فردچیست؟ 3. عوامل رضایت بخشی شغل را نام ببرید ؟ 4. تحصیل با شغل چه رابطه ای دارد؟
تعیین تکلیف(5 دقیقه) سه شغل را با محیط کاری که با سه ارزش مستمر او در ارتباط می باشند شناسایی ومعرفی کند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 11:6 توسط گروه مشاوره |
|
|
بهار تغییر در طبیعت است تونیز بهاری چون تغییری زیبا ونیکودربالاترین خلقت هستی به وجود میاوری بهاربربهارآفرینان مبارک باد سرگروه مشاوران ناحیه ۵اصفهان رحیمی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 11:1 توسط گروه مشاوره |
|
|
برنامه مطالعه ویژه ایام نوروز
اکثر دانش آموزان با شروع تعطیلات نوروزی از کتابهای درسی خود فاصله گرفته و نسبت به انجام تکالیف ومرور درسهای خود بیمیل هستند و یا برنامهای برای مطالعه نوروزی خود ندارند. برنامه درسی دوره پیش دانشگاهی وكنكور 1. زمانهای مطالعه را به دوقسمت صبح و عصر تقسیم كنید و برای هر قسمت 5 ساعت در نظر بگیرید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 12:17 توسط گروه مشاوره |
|
|
راهكارهاي غلبه بر اضطراب امتحان
۲ـ دانش آموز هنگام مطالعه نوعي از هيجان مثبت دارد. ۳ـ بيشترين وقت خود را براي خواندن درس صرف مي كند نه همه وقت خويش را.
نشانه هاي اضطراب مشكل آفرين ۲ـ در موقع خواندن درس، به نتيجه امتحان بيشتر فكر مي كند تا به يادگيري. ۳ـ مشغوليت ذهني بخش وسيعي از ذهن و سيستم رواني اش را در برمي گيرد و موجب مي شود درباره موفقيت و عدم موفقيت خود، مطالبي را بر زبان آورد. ۴ـ احساس دلشوره و تشويش مداوم دارد. ۵ ـ افكار و نگرش منفي دارد. ۶ ـ اضطراب او با نشانه هاي روان تني مثل درد در ناحيه معده، شكم و حالت تهوع همراه است. ۷ـ اختلال در خوردن مثل پرخوري يا كم خوري. ۸ ـ اختلال در خواب، پرخوابي يا كم خوابي يا كرختي روزانه.۹ ـ نداشتن تمايل براي خواندن كتاب و گاهي تلاش مضاعف براي بيشتر خواندن درس ها.۱ ۰ـ لجبازي و بهانه گيري هاي مختلف مي كند .۱۱ـ گريه هاي طولاني و بي علت دارد.
راه حل هاي عملي براي كاهش اضطراب امتحان ۳ـ پذيرش توانمندي هاي خود (ايجاد اين احساس كه من (دانش آموز) تلاش خود را انجام دادم و حتماً موفقيت خوبي را به دست خواهم آورد. )۴ـ توجه به نكات مثبت و موفقيت هاي گذشته (آن دسته از موفقيت هايي را كه در گذشته تجربه كرده، در ذهن خود بياورد.) ۵ـ برطرف كردن ضعف بنيه علمي (تلاش براي برطرف كردن ضعف بنيه علمي از طريق كمك گرفتن از دوستان، معلم يا دانش آموزان زرنگ و كتاب هاي كمك درسي...) ۶ ـ مقايسه با خود (ايجاد اين فكر كه هر كسي توانمندي هاي مخصوص به خود را دارد.) ۷ ـ پرسش و پاسخ هاي مكرر (پرسش و پاسخ هاي پي درپي از خود سبب آگاهي از فرآيند يادگيري، پردازش اطلاعات مجدد و تقويت اعتماد به نفس بيشتر و در نتيجه كاهش اضطراب مي شود.) ۸ ـ استراحت كوتاه بين زمان هاي درس خواندن (دانش آموز در حين مطالعه بين درس، فرصت كوتاهي را براي استراحت خود اختصاص مي دهد، اين امر سبب به يادسپاري بهتر مطالب خوانده شده در ذهن مي شده و همچنين سبب تقويت روحيه و سلامت رواني و كاهش اضطراب مي شود.) ۹ـ توكل به خدا (ياد خداوند آرام بخش دل هاست، در زمان قبل از امتحان به خداوند توكل كنيم تا هر آنچه را كه خوانده ايم به ياد آوريم.) ۱۰ ـ تنفس عميق (تنفس عميق قبل از شروع جلسه امتحان موجب مي شود تا اكسيژن بيشتري به مغز برسد و آرامش جسمي بهتري را به دست بياوريم. ۱۱ـ نگاه كردن به يك يك سؤالات (اگر به يكباره به همه سؤالات امتحاني نگاه كنيم ممكن است در بين سؤالات به سؤالي برخوريم كه ياد نگرفته باشيم و موجب اضطراب شود و در نتيجه سؤالات ديگري را هم كه ياد گرفته ايم، قدرت پاسخگويي را از دست بدهيم.
۲ـ تلاش كنيم تا فضاي درون خانواده در آرامش و سلامت رواني باشد. ۳ ـ سعي كنيم در زمان امتحانات از شركت در مراسم و ميهماني ها و رفت و آمدهاي خانوادگي دوري كنيم. ۴ ـ در صورت وجود مشكل در خانواده حتي المقدور در حضور دانش آموز مطرح نكنيم. ۵ ـ با كلام خود سعي در مطرح كردن يا زنده نگه داشتن توانمندي هاي مثبت فرزندمان داشته باشيم. ۶ ـ از تحقير و سرزنش مثل تو حساسيت زياد به درس داري و بي عرضه هستي خودداري كنيم. ۷ ـ ايجاد ارتباط مناسب با فرزند، اگر فرزندمان بخواهد از دلواپسي خود از امتحان موضوعي را به ما بگويد پنهان كاري نكند و يا ترس از بيان احساسش نداشته باشيم. ۸ ـ شرايط منزل را به گونه اي فراهم كنيم كه فرزندمان زودتر از موعد در شب قبل از امتحان بخوابد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 11:34 توسط گروه مشاوره |
|
|
خلاصه مقاله مهارتهای ارتیاطی والدین باهم ووالدین با فرزندان توضيح و تبين روابط والدين و فرزندان به نحو مطلوبي در جنبه هاي نظري و عملي آمده است كه امروزه رسانه ها، جرايد و مطبوعات، كلاسهاي آموزشي و كارگاهي با نياز سنجي كه از جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي صورت داده اند، فعال گشته اما همچنان با اين تكامل در افكار و انديشه هاي اولياء و فرزندان نيازهاي روان شناختي مطرح ميگردد تا خانواده را به شكل نوين تري در معرض زوال قرار ميگيرد نجات دهد. در اين مقوله كوتاه به مهمترين مهارتهاي لازم ارتباطي و رفتاري پرداخته شده كه با مجهز شدن به آنها اين گروه ها ميتوانند خانواده را به سلامت و موفقيت بيشتر نزديك كنند چه، عدم فراهم شدن اين مجموعه توانمنديها در انها سبب بروز مشكلات رواني دروني مانند انواع بيماريهاي رواني و يا اجتماعي مثل انواع بزه كاري، فرار از منزل و ترك موقت يا دائم كانون خانواده ميشود. از جمله اين مهارتها ميتوان به موارد زيل اشاره كرد: 1ـ تحصيل شرايط ازدواج براي جوانان 2ـ برنامه ريزي 3ـ تصميم گيري و تجربه شكست 4ـ تسلط 5ـ توكل بر اعتقادات و خصوصاً اعتقادات مذهبي و اسلامي 6ـ تحمل و سازگاري 7ـ كنترل هيجانات و كلاً بحث كنترل 8ـ نشست هاي خانوادگي 9ـ استفاده از پيام رسانهاي كلامي 10ـ معرفي ارزشها 11ـ اهميت مطالعه و حضور در كارگاههاي آموزش خانواده گروه مشاوره ناحیه ۵اصفهان نسترن جعفری مشاور دبیرستان فرقدانی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 20:2 توسط گروه مشاوره |
|
|
صندوقی به نام مکاتبه با مشاور حتما شما هم در مدرسه تان صندوقي داريد كه مشاور نامه هاي درون ان را مي خواند . من هم در مدرسه … در روستاي … صندوقي داشتم كه بچه ها نامه هايشان را در داخل ان مي انداختند . آن موقع صندوق مربوط به مشاوره تازه ابتكار شده بود و اصلا پست مشاور هم پيش از ان وجود نداشت . بچه هاي روستا خيلي محجوب و با حيا هستند ، براي همين هم صندوق مشاوره در مدرسه هاي روستا زياد طرفدار دارد . بخصوص وقتي به آن ها اطمينان مي دهيد كه راز هايشان بر ملا نخواهد شد و با كد و رمز به آن ها پاسخ داده خواهد شد . پنج شنبه هاي هر هفته صندوق را باز مي كردم و چون نامه ها زياد بود ان ها را با خودم به خانه مي بردم . با دقت مي خواندم و با دقت جواب مي دادم . دقت و صداقت من در جواب دادن و حفظ اسرار بچه ها باعث شده بود سه تا از همكارانم سربسرم بگذارند . موضوعات نامه ها حول و حوش مسايل اقتصادي و خانوادگي هم بود . اما بيشتر آن ها مربوط به عواطف و دوستي و عشق هاي دوران نوجواني بود . كنار پاسخ هاي بچه ها روي تابلو پيام مشاور عكس يك كبوتر را زيراكس كرده بودم و شايد عكس اين كبوتر هم بچه هار تشويق مي كرد كه حرف هايش را با دقت براي من بنويسند و با حرارت كنار تابلو بيايند تا پاسخ آن را بخوانند و عكس العمل هاي مختلفي نشان دهند . يك روز _ يك روز سرد زمستاني _ معاون و مدير دروس مدرسه را ديدم كه پاي تابلو ايستاده اند و قسمت پاسخ به مكاتبات را مي خوانند . قبلا هم همكاراني را ديده بودم كه پاسخ هاي مرا مي خواندند . اما ان روز طرز ايستادن و خواندن ايشان جور ديگري بود . به آن ها نزديك شدم و متوجه شدم كه مي خوانند و مي خندند . من با آن ها خيلي صميمي بودم و رابطه ي خيلي دوستانه اي بين همه معلم ها حاكم بود ( اين رابطه بين معلم هاي مدارس شهري وجود ندارد .) رفتم و پشت سر ايشان ايستادم و ناگهان پرسيدم : همكاران محترم به چي مي خنديد . انگار منتظر چنين فرصتي بودند كه از خنده منفجر شوند و از صداي خنده ي ايشان مدير مدرسه هم از دفتر بيرون آمد و تا ما را پاي تابلو پيام مشاور ديد ، او هم زد زير خنده . حالا نخند كي بخند . هيچ كدام هم توضيحي نمي دادند . يادم آمد كه پنج شنبه گذشته كه پاسخ نامه ها را مي نوشتم . نامه اي توجهم را جلب كرده بود ، نويسنده نامه نوشته بود كه ما سه نفر هستيم كه خيلي با هم دوستيم و حالا هر سه نفرمان يك نفر را دوست داريم و … آن موقع خط نامه و طرز نگارش آن كمي برايم متفاوت بود ، اما خيلي جدي نگرفتم و حالا تازه شستم خبردار شد كه آن سه نفر كي بودند ( مدير ، معاون ، و مدير دروس ) سه نفري دست به يكي كرده بودند براي سر كار گذاشتن من . به مدير گفتم : شما هم با ايشان همدستيد ؟ معاون مدرسه گفت : همدست چي ؟ من عصباني شدم و گفتم : ديگه فهميدم جريان چيه . داريد به جوابي كه من به آن نامه داده ام مي خنديد . هر چه سعي مي كردند توضيح دهند ، من اهميتي ندادم و با عصبانيت از آن ها جدا شدم . توي اتاق با خودم فكر مي كردم كه جواب من چه بود . خوب كه فكر كردم ديدم جواب من جواب معقول و سردي بوده است . همان موقع هم زياد از موقعيتي كه توي نامه مطرح شده بود خوشم نيامده بود براي همين نوشته بودم كه انسان دوستيش را با دوستانش براي مسائل پوچ به هم نمي زند و … اين جمله اي كه نوشته بودم ، البته مي توانست براي خودم هم باشد . اما ان موقع به آن توجه نكردم . آخر وقت بدون خداحافظي از مدرسه بيرون رفتم . و منتظر آن ها نشدم . توي راه همان طور كه با عجله مي رفتم ، پايم پيچ خورد و افتادم روي زمين . باهر زحمتي بود بلند شدم و به راه افتادم . قوزك پايم به شدت درد مي كرد و راه رفتن برايم مشكل بود . به خانه كه رسيدم درد پايم بيشتر شد . دردسرتان نمي دهم تا شب پايم تا زير زانو توي گچ بود و يك برگه گواهي پزشك و سه هفته مرخصي استعلاجي . فرداي ان روز پيش از آن كه زنگ بزنم و وضعيت خودم را اطلاع بدهم . دوستم (مدير مدرسه ) تلفن زد . فكر مي كرد من قهر كرده ام و مدرسه نرفته ام . مي گفت ما مي خواستيم با تو شوخي كنيم . سال ها از آن جريان ميگذرد . اين مساله باعث دوستي و صميميت بيشتر بين ما شد . اين روزها ديگر بچه ها از صندوق مكاتبه با مشاور استقبال نمي كنند . اما من اگر نامه اي به دستم برسد ، هنوز هم با همان شور و هيجان پاسخ مي دهم . یک مشاور |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 19:48 توسط گروه مشاوره |
|
|
به نام خدا و یاد خدا ابرها در حال گذرند ودر مسیر خود در حال چرخش وپویه اما بی خبرند آن چه مهم است رفتن است رفتن ورفتن ورفتن و... اما آسمان از حرکت ابرها با خبراست وچرخش وپویه آن ها را درک می کند واما تو اگر می خواهی همچون آسمان باشی افق دیدت را وسعت بخش ریچارد باخ روان شناسی و برچسب مالکیت
گاهی لازم است در مشاوره خانواده و مشاوره ازدواج ، برای آرامش انسان ، به بعضی از افکار و نگرش های فلسفی خانواده ها و زوج ها توجه کرد . یکی از این مسائل ، توجه به حس مالکیت اشیاء است. آیا شما مالک خودرو ، صاحب خانه، صاحب موقعیت اجتماعی ، دارای فرزند، دارای همسر ، صاحب ثروت یا مالک املاک هستید؟ آیا می توانید لیستی از آنچه که مالک آنها هستید تهیه کنید؟ چند تا شد؟ حس مالکیت یک حس اعتباریست. یعنی یک حس ذاتی نیست، بلکه موقتی بوده و به شرایط خاصی محدود است. به این مثال توجه کنید: من و تو مالک همه آسمان ها هستیم. می توانیم زیر آن قدم بزنیم، بنشینیم، راه برویم و از دیدن زیبایی آن لذت ببریم، از باران ابرهایش سیراب گردیم و از نور خورشیدش گرم شویم، از دیدن رنگین کمانش غرق احساس گردیم و به هنگام بی خوابی ستاره هایش را بشماریم. همه افراد از آسمان سهم می برند ، ولی آسمان را تفکیک نکرده و سند آن را به نام افراد نزده اند. ما نگران گرانی قیمت آسمان نیستیم و در داشتن آن بر هم رقابت یا فخر نمی کنیم . نه ترس از دست دان آن ما را نگران می کند و نه از مالکیت آن غرق لذت می شویم. همه اینها برای اینست که تا کنون مالکیت آسمان بین ما تقسیم نشده است. ولی در مورد زمین وضع کاملا به عکس است. لذا غم زمین و مالک زمین بودن ، ما را کم و بیش آزار می دهد. همچنین من و تو مالک ، دست و پا، ریه ، قلب ، مغز ، احساس ، شعور ، هوش ، پدر ، مادر، و ... هستیم ولی اینها نیز چون همگانی است به آنها فکر نمی کنیم و بر چسب مالکیت اینها را جدی نمی گیریم. و فقط هنگامی که از دست می دهیم ، یادمان می افتد که مجانی مالک آن بوده ایم. خلاصه ونتیجه گیری: اگر به جای همنوایی با دیگران، و مسابقه در کسب بیشتر مالکیت اشیاء ، سعی کنیم به آنچه در تملک ماست بیندیشیم ، تمام داشته هایمان را حداقل یکبار لیست کنیم و تمرین کنیم تا از آنها لذت ببریم ، کم کم متوجه آرامش درون خود می شویم. اگر به برچسب مالکیت توجه نکنید، رنج دویدنهای افراطی و حریصانه ، جای خود را به رضایت از وضع موجود می دهد. ( که البته با سعی و تلاش در حد توانایی هایمان توام می باشد) انسانهایی هستند که سعی می کنند حقارت خود را با این مالکیت ها وصله کنند. حالا یا مالکیت یک ماشین و منزل مجلل ، یا مالکیت یک موقعیت و منصب عالی. البته برای آنها هیچگاه وصله های بیرونی، التیام درونی را به همراه ندارد و مانند آب و نمک ، تشنگی آنها را تحریک می کند و آنها همواره به دنبال " سراب کامل شدن از طریق مالکیت ها" هستند، لیکن چون به جای توجه به درون ، تلاش های خود را صرفا معطوف به وصله های ناهمگون بیرونی می کنند جز "رنج و درد تنهایی" و نرسیدن بر آنها نمی ماند. آزادی ، رهایی و آرامش انسان در گرو قطع تعلق از مالکیت هاست ، اگر چه مالک آنها نیز بشود.
گل محمدی مشاور دبیرستان مولانا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:38 توسط گروه مشاوره |
|
|
به نام تو اي خالق يگانه وبي همتا ،به نام تو كه مرا از جهل خود رهانيدي وبه سوي خودت هدايتم نمودي، به نام تويي كه در هيچ ومكاني بنده هاي خودت را فراموش نمي كني حتي اگر فراموش شده اي در بين تمامي بندگانت باشد . باورش برايم سخت است وقتي به آن لحظات فكر مي كنم حس عجيبي دارم جمله اي كه ازخانم مشاور شنيدم دائم در گوشم زمزمه مي شود ((تو انتخاب شدي)) آن روزها وقتي اين جمله رامي شنيدم هرگز باورم نمي شد كه انتخاب شده باشم .آخر مگر مي شود مني كه هيچگاه به نماز خواندن و حتي قرآن اعتقاد ي نداشتم حال در چشم خدا جايي پيدا كرده و انتخاب شده باشم.آنچه كه پيرامونم رخ مي داد عادي به نظرنمي رسيد كم كم داشت باورم مي شد كه كسي با دستان توانايش همه كارها را رديف مي كند سر كلاس معارف وقتي بحث اعتقادات پيش مي آمد نمي توانستم به آنچه مي شنوم ايمان داشته باشم هميشه اين فكر آزارم مي دا د كه اگر در روز واپسين به آنچه دينم به من مي گويد عمل كنم و بعد مشخص شود بيراهه رفته ام چه كنم؟ روزي دبير معارف جمله اي گفت كه مرا به فكر كردن واداشت او گفت كه اگربه آنچه دينت مي گويد عمل نكني ودر روز محشر متوجه شوي كه دينت بر حق بوده و تو هيچ نكردي وراهي براي برگشت و جبران نداشتي چه مي كني؟ او راست مي گفت من حسابي ضرر مي كردم .تصميم گرفتم نماز بخوانم اما از اين نماز هدفي نداشتم چند روز گذشت احساس مي كردم وضعيت روحي بهتري دارم و در سهايم را نيز بهتر مي فهميدم . يك روز در آخر ساعت درس در حال ورق زدن كتابم بودم وكلاس حسابي شلوغ بود وخيلي اتفاقي متوجه شدم كه يكي از همكلاسا نم قصددارد به اتاق مشاوره برود نمي دانم بين آن همه سروصدا و همهمه چگونه متوجه اين موضوع شدم از او خواستم اگر مانعي ندارد من هم با او بروم ودوستم موافقت كرد . قبلاً خانم مشاور را در كلاس ديده بودم آن روز واقعاً با مشاور كاري نداشتم وبا كلي فكردن يك سوال مسخره كه خود نيز جواب آن را مي دانستم براي پرسيدن پيدا كردم البته آن روز حتي دو دقيقه هم در مورد سوالم با خانم مشاور صحبت نكرده بودم كه نمي دانم چطور بحثمان به نماز و اسلام و قرآن كشيده شدحدود بيست دقيقه صحبت كرديم روزهاي بعد به بهانه ي بحثي كه با هم داشتيم به اتاق مشاوره سر مي زدم و هميشه دعوت به جستجو وتحقيق در مورد سوالاتم مي شدم ومن مي گفتم امسال تا پايان كنكور فرصتي ندارم وخانم مشاور ازمن سوال كرد آيا خدا به تو تعهد فرصت بودن تا پايان اين زمان را داده كه موضوع به اين مهمي را بعد موكول مي كني؟ واز من خواست تا يك سي دي را ببينم كه مربوط به خانم دكتري ايراني الاصلي بود كه از بچگي در آمريكا زندگي مي كرده وبا فرهنگ غرب بزرگ شده بود وتنها كليد ارتباطي او با خدا نمازي بوده كه پدرش در كودكي به او ياد داده بود واو حتي شرايطش را نمي دانسته وبدون حجاب نماز مي خوانده ولي در 32 سالگي با اتفاقي معجزه آسا زندگي اوكاملاً تغيير مي كند. روز بعد سي دي را از خانم مشاور گرفتم ، بعداز ظهر همان روز هنگامي كه كارهاي مدرسه را انجام دادم به تماشاي سي دي پرداختم اولش خودمانيم به نظر مسخره مي آمد ولي وقتي سي دي را كاملاً ديدم هيچ جور نمي توانسنم جلوي ريختن اشكهايم را بگيرم .نمي دانم چرا ؟ ولي دلم مي خواست فقط وفقط گريه كنم حتي نمي توانستم علت گريه ام را به مادرم بگويم . فقط احساس مي كردم خيلي اشتباه كرده ام ، حس عجيبي بود يادم آمد در آن سي دي خانم دكتر مي گفت نماز به او حس خوبي داده ودوست دارد با خدا حرف بزند بدون اينكه از خود اراد ه اي داشته باشم رفتم و وضو گرفتم وشروع به خواندن نماز كردم واز اول تا آخر نماز اشك ريختم فردا صبح در بين راه مدرسه به حرف هاي خانم دكتر وخانم مشاور فكر كردم حال بدي داشتم احساس مي كردم از خود هيچ ندارم گويي مرده بودم وقتي به مدرسه رسيدم متوجه برگزاري جشن به مناسبت تولد امام رضا (ع) شدم همراه دوستانم براي شركت در جشن از پله ها بالا مي رفتم حسي به من مي گفت صاحب اين جشن تو را دعوت كرده است برنامه ها به ترتيب اجرا شد تا اينكه يكي از دبيران طرح ختم قرآن را به دانش آموزان پيشنهاد كرد ،بدم نيامد وگفتم شايد جالب باشد در اين طرح شركت كنم شب ، بعدازاتمام نماز م برگه را برداشتم تا ببينم از كجا بايد بخوانم آياتي كه برايم تعيين شده بود شروعش آيه 20 از سوره مزمل به بعد بود ،من نماز را پذيرفته بودم اما قران را هنوز نه، باور نداشتم كه اين آيات كلام خدا باشدآياتي كه ميخواند م موجب شد تا بفهمم كه واقعاً انتخاب شده ام !! حسي به من گفت ترجمه آيات را نيز بخوانم و ترجمه آيات اين بود" وگفت اين قرآن به جز سحر وبيان سحر انگيز چيزي نيست و اين آيات كه به وحي خدا نسبت مي دهد گفتار بشري بيش نيست ما اين منكر و مكذب قرآن را به كيفر كفر به آتش دوزخ درافكنيم وتو چه تواني يافت كه سختي عذاب دوزخ تا چه حد است " گويي خدا وند با من حرف مي زد . ومن تا چه حد غافل بودم . خداوند همه ي بندگانش را دوست دارد و با آنها حرف مي زند فقط بايد گوش هايي براي شنيدن وچشم هايي براي ديدن داشت خدا را شكر مي كنم كه هر روز به لطفش ، راهم روشنتر مي شود واين روشني را مديون نمازي ميدانم كه بي هدف شروع به خواندن آن كردم از خدا مي خواهم كه مرا لحظه اي به خود وا نگذارد و مرا از شر وسوسه ها ي شيطان در امان نگاه دارد . آمين يا رب العالمين التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 17:44 توسط گروه مشاوره |
|
|
انتخاب رشته دانشگاه آزاد
براي اينكه بتوانيد انتخاب رشتة موفقي داشته باشيد ،به چه اطلاعاتي نياز داريد؟ الف) با رشته هاي دانشگاهي ، آشنايي كافي داشته باشيد: اين آشنايي بايد در مورد درسهاي دانشگاهي رشتة مذكور ،توانمندي هاي لازم براي موفقيت ، گرايشهاي آن رشته و شرايط ادامه تحصيل و شرايط بازار كار رشته مورد نظر باشد. ب) از نمرة تراز آخرين فرد قبول شده در رشتة مورد علاقة خود ، در كنكور هاي سال قبل مطلع شويد ج)نمره تراز خود را براي آزموني كه كه چند ماه بعد ،برگزار خواهد شد (كنكور دانشگاه آزاد ) حدس بزنيد : مي توانيد از طريق نمرات ترازي كه در كنكور هاي آزمايشي به دست آورده ايد ، نمرة خود را حدس بزنيد. د) از روش و نحوة انتخاب رشته دانشگاه آزاد آگاه شويد: به دليل پيچيدگي اين موضوع ، بايد با دقت به مطالب بخش بعدي توجه كنيد . بعد از آگاهي از نحوة انتخاب رشتة دانشگاه آزاد ، با كنار هم قرار دادن اطلاعاتي كه به دست آورده ايد مي توانيد انتخاب آگاهانه و درستي داشته باشيد .نكتة مهم آن است كه به دنبال رشته هايي برويد كه اولاً مورد علاقة شما باشند ، ثانياً ،توانايي تحصيل در آنها را داشته باشيد و ثالثاً ،احتمال قبولي شما در آنها وجود داشته باشد üآشنايي با نحوه وچگونگي انتخاب رشته دانشگاه آزاد از طريق مقايسه چند كارنامه سال 1387 براي توضيح روش و نحوة انتخاب رشته دانشگاه آزاد به زبان ساده ،توجه شما را به چند كارنامه مربوط به سال 1387 جلب مي كنيم . لطفاً به اين كارنامه ها توجه كنيد و ببينيد رشته هايي كه در اين سه كارنامه مشترك هستند ،از نظر نمره تراز و رتبه چه شباهتها و تفاوتهايي دارند كارنامه 1
بله درست فهميديد . انتخاب دوم كارنامه شماره1 ، با انتخاب اول كارنامه شمارة 2 ، يكسان است و هر دو داوطلب ، رشتة « مهندسي فناوري اطلاعات زنجان» را انتخاب كرده اند. اما حالا به نمرةآخرين فرد قبول شده نگاه كنيد . ببينيد چه فرقي با هم دارند ؟ يعني چه ؟ مگر ممكن است؟ بله ممكن است . نمرة آخرين فرد قبول شده در اين رشته ، وقتي كه در انتخاب اوّل قرار دارد ، 5751 (كارنامة2) بوده است. اما هنگامي كه در انتخاب دوم قرار گرفته (كارنامه 1) ، 6612 شده است. يعني چه؟ چه اتفاق افتاده است؟ ما هم همه تلاشمان اين است كه شما متوجه اين تفاوت بشويد . اجازه بدهيد ،موضوع را يك بار دگر بررسي كنيم . نمره آخرين فرد قبول شده در رشته مهندسي فناوري اطلاعات دانشگاه زنجان ،وقتي در انتخاب اول قرار گرفته است 5761 شده، اما وقتي به انتخاب دوم رفته ، به 6612 تبديل شده است ، يعني 861 نمره افزايش پيدا كرده است يعني نمرات افرادي كه در انتخاب دوم قبول شده اند ،بالا تر از افرادي بوده كه در انتخاب اول پذيرفته شده اند . و باز همان طور كه مي بينيد ،انتخاب سوم كارنامه 1 نيز با انتخاب پنجم كارنامه دوم يكسان ست ،اما نمرة تراز آخرين فرد قبول شدة در اين رشته ، وقتي در انتخابهاي متفاوتي قرار گرفته است ،تغيير نكرده و همان 5546 است . يعني نمره تراز آخرين فرد قبول شده ،در انتخاب دوم به بعد ،تغيير نمي كند ؟ بله تا حدي اين طور درست است ، اما نه هميشه . چون بعضي از وقتها اين طورنمي شود . براي درك اين موضوع ، به انتخاب پنجم كارنامه 1 وهفتم (انتخاب دانشگاه) كارنامه 2 نگاه كنيد . همان طوري كه مشاهده مي كنيد ، رشته هاي اين دو انتخاب هم يكسان هستند . اما وقتي كه نمره تراز آخرين فرد قبول شده ، از انتخاب پنجم به انتخاب هفتم رفته است ،از 4505 به 5106 افزايش پيدا كرده ، يعني 601 نمره بيشتر شده است . عجب اوضاعي ! اين كه خيلي گيج كننده است ! پس ما بايد در انتخاب رشتة دانشگاه آزاد خيلي دقت كنيم ،وگرنه قبول نخواهيم شد ! بله درست است اين همان موضوعي است كه ما قصد داشتيم تا به شما دوستان انتقال بدهيم . اما نگران نباشيد ، چون ما اين مطلب پيچيده را به زبان ساده خلاصه كرده ايم . üخلاصة داستان : 1. در انتخاب رشته دانشگاه آزاد ،انتخاب اصلي ، همان انتخاب اول است و شما بايد روي آن حساب كنيد ، نه روي انتخابهاي ديگر . پس سعي كنيد انتخاب اول را از دست ندهيد 2. نمرة تراز آخرين فرد قبول شده در انتخاب دوم،سوم و ... تا ششم بايد به ترتيب اولويت ،كوچكتر شود يعني : نمره تراز آخرين فرد قبول شده در انتخاب ششم كوچكتراز پنجم وانتخاب پنجم كوچكتراز چهارم وانتخاب چهارم كوچكترازسوم وانتخاب سوم كوچكتر ازدوم ونمره تراز آخرين فرد قبول شده دوم كوچكتر از نمره تراز آخرين فرد قبول شده در انتخاب اول باشد. 3. بايد اختلاف نمره تراز انتخاب اول با انتخاب دوم 900 تا1000 نمره باشد . 4. بايد اختلاف نمرة تراز انتخابهاي دوم تا ششم بين 150 تا 200 نمره باشد . 5. اگر نتوانستيد براي انتخابهاي دوم تا ششم رشته اي پيدا كنيد كه نمره تراز كمتري داشته باشد ، اشكالي ندارد كه نمره تراز اين انتخابها با يكديگر يكسان باشد ، اما سعي كنيد تا حد امكان نمرة ترازها كوچك و كوچكتر شوند . üمن تا حالا خوب درس نخوانده ام اما از اين به بعد كولاك خواهم كرد : ممكن است به خودتان و يا به مشاورتان بگوييد كه درست است كه نمره ترازمن 5800 بيشتر نشده است ،اما من تا حالا به طور جدي مطالعه نكرده ام . مي خواهم از اين به بعد ، روي هر چي بجه درس خوان است ، كم كنم . ما در جواب شما و اين عده از دوستان مي گوييم ،گر چه به تجربه دريافتيم ، كساني كه تاكنون به طور جدي درس نخوانده اند ، احتمالاً از اين به بعد هم به طور جدي مطالعه نخواهند كرد ، اما حرف شما را جدي مي گيريم و مي پذيريم. با اين حال ، اگر مي خواهيد رشته اي را انتخاب كنيد كه نمره تراز بالاتري مي خواهد ، لطفاً به شيوة ما عمل كنيد. ü بلند پروازي درعين احتياط كامل : همان طور كه مي دانيد ،نظام پاره وقت و تمام وقت (غير پزشكي) چندان فرقي با يكديگر ندارند . در نظام پاره وقت به دانشجو اجازه داده مي شود تا تعداد واحد كمتري را بگيرد و درس خود را در مد ت طولاني تري تمام كند ، اما به او گفته نمي شود كه واحد بيشتري نگيرد . پس او مي تواند مانند نظام تمام وقت ،در هر ترم تا 20 واحد هم بگيرد و مانند دانشجويان تمام وقت ، درس خود را زودتر تمام كنيد.در نتيجه مي توان گفت كه امتيازات نظام پاره وقت ، بيشتر از تمام وقت است. يعني اگر درآينده ، شما كاري پيدا كرديد ، هم مي توانيد كار كنيد و هم روز هاي پنج شنبه و جمعه در دانشگاه آزاد تحصيل كنيد.پس هم فال است و هم تماشا ! اين را براي آن گفتيم كه كه به شما پيشنهاد كنيم ،هم در نظام تمام وقت و هم در نظام پاره وقت شركت كنيد.به اين ترتيب شما دو انتخاب اصلي خواهيد داشت.يكي انتخاب اول تمام وقت (غير پزشكي) و ديگري انتخاب اول پاره وقت . خُب ، با يكي ازاين ها هر كاري كه ميخواهيد ،بكنيد . يعني اگر نمرة تراز شما 5800 است، اما در نظام پاره وقت رشته اي را كه مي خواهيد تراز 7000 دارد ، انتخاب كنيد ، نترسيد . آن را انتخاب كنيد ، اما براي انتخاب دوم تا چهارم ، فاصلة نمرة تراز را رعايت كنيد . يادتان باشد كه در اينجا بلند پروازي كرده ايد . اما در نظام تمام وقت به همان روشي كه ما گفتيم عمل كنيد ، يعني اگر نمرةتراز خود را 5800 حدس زده ايد ، رشته اي را انتخاب كنيد كه تراز 5700 مي خواهد( 100 نمره كمتر ، براي احتياط بيشتر است ) . انتخاب دوم را هم حدود 900نمره كمتر ، يعني 4800 در نظر بگيريد و براي انتخابهاي بعدي هم ، همين طور 100 تا 150 نمره پايين بياييد . جدول زير اين موضوع را نشان مي دهد . البته بايد به خاطر داشته باشيد كه انتخاب هفتم را هم ضربدر (*) بزنيد.
احتياط بلند پروازي نظام غير پزشكي (تمام وقت) نظام پاره وقت انتخاب نمرة تراز آخرين فرد قبول شده انتخاب نمرة تراز آخرين فرد قبول شده 1 5700 1 7000 2 4800 2 6000 3 4700 3 5800 4 4600 4 5600 5 4500 6 4400 7 انتخاب دانشگاه ý كارنامه 3
كارنامه 4
داوطلبان علاقه مند به رشته هاي پزشكي بايد توجه كنند كه اين روش در مورد آنها نيز صدق مي كند . يعني انتخاب رشته هاي پزشكي عمومي ،دندان پزشكي و يا دارو سازي ، براي انتخاب دوم غير منطقي است. چون نمرةتراز اين رشته ها خيلي بالاست و اگر در انتخاب اول قبول نشويد ،حتماً در انتخاب دوم نيز قبول نخواهيد شد و بقية انتخابهاي شما نيز خواهد سوخت. پس بهتر است ،انتخاب دوم خود رابه رشته هايي همچون علوم تغذيه ،پرستاري و يا نظاير آنها اختصاص دهيد ، زيرا به نمرةتراز كمتري احتياج دارند. ü ديگر چه نكته هايي را بايد رعايت كنيم؟ براي اينكه توانايي و مهارت شما در انتخاب رشته دانشگاه آزاد بيشتر شود ،به كارنامه هاي 3 و 4 هم نگاه كنيد . همان طور كه مي بينيد ، كارنامه 3 متعلق به دانش آموزي تيز و زرنگ است . برعكس كارنامه شماره 4 مربوط به داوطلبي نا آگاه نسبت به انتخاب رشته دانشگاه آزاد است. نمره تراز داوطلبان مذكور ، در كارنامة 3 ،5030 و در كارنامة 4، 5452 شده است و يعني نمرةداوطلب دوم (كارنامه4) ،422 تا بيشتر شده است ، اما با وجود اين ، در رشته مهندسي شيمي صنايع پالايش گچساران قبول نشده ،چون آن را در انتخاب دوم قرار داده و نمرة تراز رشته مذكور از 5010 در انتخاب اول به 5942 افزايش پيدا كرده است (يعني 932 تا بيشتر) . بنابراين با وجود آنكه نمرة او بيشتر از داوطلب قبلي (كارنامة 3) است ، قبول نشده است. در حالي كه داوطلب ديگر (كارنامه3) با وجود نمره تراز كمتر ،قبول شده است . نكته ديگر آنكه داوطلب دوم (كارنامة4) ،وقتي در انتخاب اول قبول نشده ، انتخابهاي دوم ، سوم و چهارم را نيز از دست داده است و چون دو انتخاب ديگر را خالي گذاشته و انتخاب هفتم را هم (*) نزده ، بنابراين در كل آزمون مردود شده است . بنابراين ، با توجه به مواردي كه گفته شده ،رعايت توصيه هاي زير را الزامي مي دانيم : 1.فاصلة نمره تراز را در انتخابهاي خود رعايت كنيد. 2.انتخاب اول خود را بر اساس نمرةتراز واقعي خودتعيين كنيد. 3. اگر مي خواهيد بلند پروازي كنيد ، فقط در يك گروه (تمام يا پاره وقت ) اين كار ار انجام بدهيد ؛ البته بهتر است در نظام پاره وقت باشد. 4. انتخاب هفتم را هم در نظام تمام وقت ،علامت بزنيد چون چيزي را از دست نخواهيد داد . اگر در رشته اي قبول شديد و آن را دوست نداشتيد ، نرويد . كسي شما را به زور وادار به تحصيل در آن رشته نخواهد كرد. 5. رشته هاي خود را از يك مجموعه انتخاب كنيد ؛ تاكيد مي كنيم از يك مجموعه ، نه يك زير مجموعه. ü توجــه: 1.داوطلبان رشتة رياضي مي توانند ،هم از مجموعة (الف) و هم از مجموعة (ب) رشته انتخاب كنند ؛ چون هر دوي آنها جزو مجموعة 1 هستند . 2. داوطلبان رشتة تجربي براي آزمون غير پزشكي ،از مجموعة2 و براي پزشكي از مجموعة7 رشتة خود را انتخاب كنند. 3. داوطلبان رشتةعلوم انساني يا بايد از از مجموعة3 يا از مجموعة 4 انتخاب رشته كنند . تاكيد مي كنيم ، هم در پاره وقت و هم در تمام وقت ، فقط يك مجموعه : 3 يا 4 4. داوطلبان زبان هاي خارجي بايد از مجموعة 5 ، رشتة خود را انتخاب كنند . 5. رشته هاي ستاره دار (*) فقط بايد در انتخاب اول قرار بگيرند . 6. رشته هاي بدون ستاره هم مي توانند در انتخاب اول و هم در ساير انتخابها قرار بگيرند. اتفاقاً اگر انتخاب اول شما رشته اي باشد كه ستاره دار نباشد ، شانس قبولي در آن بيشتر خواهد بود. 7. رشته هايي كه علامت مثلث سياه دارند ▲ ، جزو رشته هاي شهر تهران هستند كه ممكن است ، محل تحصيل آنها در شهر تهران تغيير كند.البته اين موضوع چندان اهميّت ندارد ،چون واحد هاي دانشگاهي تهران پراكنده هستند . 8 . ضرايب دروس عمومي و تخصصي دانشگاه آزاد با دولتي اندكي تفاوت دارد ،اما مهم اين است كه اهميت دروس عمومي در دانشگاه آزاد بيشتراست . چون نمرة دروس تخصصي در دانشگاه دولتي در 3 ، ولي در دانشگاه آزاد در 2 ضرب مي شود ، در حاليكه نمرة دروس عمومي هر دو دانشگاه در 1 ضرب مي شود . پس وزن دروس عمومي در دانشگاه آزاد بيشتر است و در نتيجه اهميت آنها افزايش پيدا مي كند . 9. بر اساس نتايج كنكور هاي آزمايشي و يا معدل كتبي ديپلم و ميزان تلاشي كه داريد ،نمرة ترازخود را در آزمون دانشگاه آزاد ،حدس بزنيد . بكوشيد زياد بلندپروازي نكنيد و تا حد امكان واقع بين باشيد.
گروه مشاوران ناحیه ۵ باتشکر از: دفتر مشاوره مركز پيش دانشگاهي علامه طبا طبايي |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 17:42 توسط گروه مشاوره |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فلسفه اصلی درس برنامه ریزی درسی
1 - آشنا ساختن دانش آموز با ویژگیهای شخصیتی خویش (رغبتها ، استعدادها، نیازها ، توانمندیها ، ارزشها ، خلق و خو .....) 2- آگاه ساختن آنها از امکانات مختلف تحصیلی –شغلی وزمینه های مختلف اشتغال در جامعه 3 - آموزش روش صحیح برنامه ریزی، مشگل گشایی و تصمیم گیری برای بهره وری از دو شناخت قبلی( خویشتن و محیط ) مشاور با رهبری غیر مستقیم از طریق پرسش های باز پیرامون سه محور آموزشی بر آن است تا با ایجاد انگیزه ،احساس نیاز ، تقبل مسئولیت در دانش آموزان آنان را برای ارتقای دانش خویش حول سه محور فوق تشویق نماید.
هدف اصلی تقویت اندیشیدن در دانش آموز است . مشاور رهبری است فعال کننده و خلاق نه صرفأاالقاء کننده و منفعل. او با آگاهی از سه محور آموزشی نقش تسهیل کننده یادگیری را ایفا می کند ، یاد نمی دهد بلکه یادگیری را تقویت می کند . از طریق پرسشها ی باز و پرسش های هدایت شده شرایط یادگیری را مناسب می کند. طرح پرسش هوشمندانه ، تحریک به یادگیری و دستیابی به مجهول مهمتر از ارائه اطلاعات است. مشاور پیرامون سه محور آموزشی ( شناخت خود، شناخت محیط ، برنامه ریزی، حل مسئله وتصمیم گیری) به دانش آموز کمک می کند بیندیشد، نه اینکه تصمیم قاطع بگیرد و یا برنامه غیر قابل تغییر داشته باشد. در هر درسی ایجاد انگیزه و ارتباط درس با زندگی انی و آتی مشکل است . مشاور با ایجاد انگیزه مشکل ندارد خوشبختانه با علاقه وافر دانش آموز روبروست چون مرتبط با محتوای زندگی واقعی و آینده است ، اهمیت برخورداری از مهارت برنامه ریزی جاذبه درس را بیشتر می کند چون فرد قادر است سرنوشت تحصیلی شغلی خود ار تا حدی کنترل کند.
روش تدریس مورد استفاده در درس برنامه ریزی 1 - بحث آزاد معلم با طرح سؤال بحثی را آغاز می کند و دانش آموز برای مشارکت آزاد هست . با علاقه و آزادانه عقاید خود را مطرح می کند و در پایان مشاور جمع بندی می کند. 2 - بحث کنترل شده توسط مشاور مشاوردانش آموز را به طرح سؤال ترغیب می کند . مشاور هدایت و کنترل کامل را دارد. او بحث را به سوی هدف هدایت می کند. هرچه طرز برخورد و نگرشمان بهتر باشد ، بیشتر امکان دارد که موفق شویم و به هدفمان برسیم.
3 - روش سقراطی مشاور صحبت نمی کند ، سؤال می کند به گونه ای که فرد ابتدا احساس آگاهی می کند، سپس به جهل خود پی می برد، بعد به حقیقت می رسد . در این روش به مسائل جزئی کمتر اهمیت داده می شود . از جزئیات به کلیات می رسد . 4 - روش پرسش و پاسخ هنگامی که می خواهیم دانش آموز به تفکر درباره مفهوم جدیدی که آموخته تشویق شود. 5– روش پرسش های پی گیر دانش آموز را به تفکر عمیق تر ، سطح یادگیری بالاتر یاری می دهد . تحریک دانش آموز که سؤالات را صحیح تر ، دقیق تر و عمیق تر مطرح کند. راهنمایی دانش آموز برای رسیدن به پاسخ مورد نظر
6- روش بحث گروهی در صورتی که موضوعی مورد علاقه مشترک افراد باشد ،و در مورد آن اطلاعاتی داشته و برای اعضا قابل فهم و آسان باشد و بتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند می توان از این روش استفاده کرد. به منظور تصمیم گیری در انجام یک کار ، شناخت مسائل و پیدا کردن راه حل ها ، جهت ایجاد ارتباط مطلوب اجتماعی ، جهت ایجاد توانایی رهیری و قدرت انتقاد ، اطلاع دادن در مورد مسائل مشترک و ایجاد توانایی اظهار نظر در جمع این روش بکار برده می شود.
هدف رفتاری در سایه اندیشیدن به مفاهیم فوق ( سه محور آموزشی ) و کسب شناخت بهتر ، در پایان ترم دانش آموزان قادر خواهند بود : 1 - نیمرخ واضحتری از رغبتها ، توانمندیها ، ارزشها و ... شخصیت خویش را ترسیم نماید. 2 – اطلاعات تحصیلی – شغلی جامع تری را نسبت به ابتدای ترم ابراز دارند. 3 – شاخه ها و برنامه های آموزشی نظام جدید متوسطه را تا مرحله دانشگاه بخوبی بیان کنند. 4 – با آگاهی ، اعتماد و احترام به نفس بیشتری برای سال آینده خود انتخاب رشته نمایند.
هدف کلی درس آشنایی با برنامه ریزی تحصیلی - شغلی الف - کمک به دانش آموزان در آشنایی با نظام جدید متوسطه و ضوابط رشته ها ، گزینش صحیح با توجه به هدفهای آتی ب - تسهیل و تسریع بلوغ حرفه ای دانش آموزان از طریق اندیشیدن ، و کسب شناخت برتر پیرامون سه محور آموزشی خوشناسی، شناخت محیطهای تحصیلی – شغلی و مهارتهای برنامه ریزی ، حل مسئله و تصمیم گیری
نقش مشاور در راهنمایی حرفه ای ( تحصیلی – شغلی ) نوجوان مشاور ، اولین مسئول ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره در مدرسه و عامل اصلی اجرای برنامه راهنمای حرفه ایی است. او نقشی دو گانه دارد.: 1 – بین خانه و مدرسه و جامعه نقش یک رابط و تسهیل کننده را ایفا می کندتا بتواند از این طریق تمام منابع موجود کمک به رشد مطلوب دانش آموز شناسایی کرده و به تحرک در آورد. 2 – به عنوان یک معلم ویژه به دانش آموزان کمک می کند تا درک شخصی خویش را افزایش دهند، مهارتها و اطلاعات لازم تحصیلی – شغلی را کسب نمایند، توان برنامه ریزی و حل مسئله را درخود تقویت نمایند و قادر به اخذ تصمیمات آگاهانه و معقول شوند .
ابزار های مورد استفاده در درس برنامه ریزی 1 - کتاب برنامه ریزی 2 _بروشور های تهیه شده در رابطه با نظام جدید متوسطه و ضوابط رشته 3 _بروشورهای شغلی توسط دانش آموزان و دیگران 4_ پرسشنامه، مصاحبه ، فیلم های شغلی 5 - تهیه فرهنگنامه تحصیلی توسط خود دانش آموزان 6 - تهیه فرهنگنامه شغلی توسط خود دانش آموزان 7 – دفترچه کنکور 8 – پیک سنجش یا راهیان دانشگاه
نحوه استفاده از کتاب -به کتاب صرفأ بصورت یک ابزار نگاه کنید . از منابع جنبی برای تکمیل کار استفاده کنید. از خودسنجیها ( چک لیست ) و جدول شما در یک صفحه به منظور خودشناسی و برنامه ریزی استفاده کنید . با توجه به اهداف درس از فصول کتاب برای بحث گروهی استفاده کنید . توجه کنید از روش بارش فکری استفاده کنید. گام به گام لازم نیست با مطالب کتاب جلو برود از طرح ها و نمودارهای کتاب برای آموزش می توان استفاده کرد. مطالب سنگین کتاب را به زبان دانش آموزی مطرح کنید. توجه داشته باشید دانش آموز از کتاب به عنوان اطلاعات تکمیلی استفاده کند و نه مطالبی که باید حفظ شود. از موضوعات کتاب برای کار گروهی بیشتر استفاده کنید. دانش آموز را در ابتدا با شیوه تدریس و آموزش و نحوه ارزشیابی آشنا کنید. در آموزش کلیه مباحث کتاب از روش مشاوره راهنمایی گروهی بهره گیریدو از شیوه تدریس به طریق سخنرانی پرهیز نمایید. برای تشویق دانش آموز می توان برای فعالیت فوق برنامه ، پویایی گروهی را امتیاز بیشتر دهید. ارزشیابی در قالب حل مسئله موردی باشد . به عبارت دیگر مفاهیم درس استنباطی است و یادگیری از طریق حل مسئله و برنامه ریزی برای موارد فرضی ارزشیابی می شود.
ارزشیابی درس برنامه ریزی لغت امتحان در این درس به هیچ وجه مفهومی ندارد. تنها به منظور شناخت نقاط قوت و ضعف یادگیری دانش آموز در جهت اصلاح و تجدید نظر در روند کار مشاور حداقل سه بار ارزشیابی خواهیم داشت. هدف از ارزشیابی ، اصلاح و پیشرفت استو اگر چنین نکنیم هرگز به اثرات مثبت ومنفی کار خویش پی نخواهیم برد. ابتدا ، با اجام یک پیش آزمون از سطح آگاهی دانش آموز پیرامون مفاهیم کلی سه محور اصلی ( شناخت خود –شناخت محیط – برنامه ریزی ،حل مسئله، تصمیم گیری )مطلع خواهیم شد. این ترزشیابی هنگامی که با ارزشیابی دوم ما ( ارزشیابی میان سال ) مقایسه شود شما را از پیشرفت دانش آموزان و کارآیی روشهای خویش آگاه می سازد. در آزمون دوم دانش آموزانی که موفقیت کمتری داشته اند را شناسایی نموده و در بر طرف کردن نقاط ضعف آنان را یاری می دهیم. از آنجا که یادگیری در این کلاس متکی بر تقویت اندیشیدن و خلاقیت ذهنی و حل مسئله است . 8 نمره متعلق به کارهای عملی دانش آموزان مانند تهیه بروشورها ی شغلی روزنامه دیواری ، انجام مصاحبه شغلی ، ارائه طبقه بندی های مفید تحصیلی شغلی ، معرفی یک خانواده شغلی ، برگزاری سخنرانی پیرامون مشاغل یا رشته های تحصیلی دانش آموزان و .....است چون محور کلاس دانش آموز و رغبتها ، نیازها، تواناییها و استعداد اوست پیشنهادهای دیگری توسط دانش آموز می تواند پذیرفته شود. 12 نمره دیگر به ارزشیابی کتبی از پیشزفت ذهنی در زمینه برنامه ریزی تحصیلی –شغلی و حل مسئله برای موارد فرضی اختصاص دارد. باید دانست پاسخ صحیح یا راه حل قطعی مورد نظر نیست بلکه شیوه حل مسئله و رعایت نکات مهم و ضوابط اصلی برنامه ریزی و حل مسئله مورد نظر می باشد. آیا حول محور خود شناسی بوده، آیا توجه به امکانات محیطی داشته، به احتمالات و عامل ریسک توجه داشته ، اطلاعات کافی داشته ، از یک روش سیستماتیک در حل مسئله استفاده کرده و در مجموع چه راه حل هایی ابتکاری و خلاقی به ذهنش رسیده است در نظر گرفتن ملاکهای معین برای نمره گذاری از اعمال نظر شخصی ما می تواند جلوگیری کند . انشاالله
تهیه وتدوین : سیما پیرمرادی مشاور دبیرستان فرقدانی نوبت 2 گروه مشاوران ناحیه 5
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 16:13 توسط گروه مشاوره |
|
|
بهداشت روانی
فرهنگ بزرگ روان شناسی لاروس بهداشت روانی را چنین تعریف می کند : استعداد روان برای هماهنگ خوشایند و مؤثر کار کردن ،برای موقعیتهای دشوار انعطاف پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود توانایی داشتن سازمان بهداشت جهانی بهداشت روانی را در درون مفهوم کلی بهداشت جای می دهدو بهداشت را توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی روانی وجسمی می داند و بهداشت را تنها نبود بیماری یا عقب ماندگی نمی داند.بهداشت روانی شاخه ای از بهداشت عمومی است که در درجه اول به پیشگیری از وقوع بیماری و در درجه دوم به تشخیص به موقع بیماریها ،اقدام فوری برای درمان آنها و در نهایت به یاری فرد می پردازد تا از توانمندیهای باقی مانده اش حداکثر استفاده را بنماید.
اصول بهداشت روانی
1-احترام فرد به شخصیت خود و دیگران 2- شناختن محدودیتها و تواناییهای خود و افراد دیگر 3- پی بردن به علل رفتار 4- توجه به تمامیت وجود هر فرد 5- شناسایی نیازها و انگیزه های مسبب رفتار انسان
اهمیت سلامت جسم و روان
سلامت روانی صرفآ به معنای نداشتن علامتها بیماری نیست بلکه فرد سالم علاوه بر نداشتن نشانه های بیماری روانی باید بتواند ارتباطات سالمی را با دیگران برقرار نماید ، واقعیتها را بپذیرد ،خود را با محیط سازگار کند و در جهت شکوفا ساختن استعدادهای فطری خود بکوشد و اهداف خود را به طور منطقی تحقق بخشد . با به خطر افتادن سلامتی جسمانی واکنشهای روانی نیز در افراد بوجود می آید . مثلآ بیماریهای مزمن جسمانی ، بیماریهای قلبی ،و..... تبعات منفی رفتاری را به دنبال دارد . همچنین مشکلات روانی می تواند تبعاتی را به صورت بیماریهای شبه جسمانی (مانند کسی ازشدت فشارهای روانی قدرت تکلم خود را از دست داده باشد .) ویا دچار بیماریهای روان – تنی (مانند زخم معده و فشار خون عصبی )داشته باشد . بنابر این سلامت جسم وروان از لحاظ بروز رفتارهای عادی و طبیعی ،رفتارهای منطبق با ملاکهای اجتماعی بسیار حایز اهمیت است .
تاثیر استرس بر بهداشت روان
تعریف هانس سلیه از استرس: مجموعه واکنشهای غیراختصاصی ارگانیسم در مقابل هرنوع تقاضای سازگاری از آن. استرس یک واکنش جسمی است که به دنبال یک تحریک درونی (شناختی) یا بیرونی (محیطی) به وجود می آید.محرکی که استرس به وجود می آورد، عامل استرس زا نامیده میشود.
استرس مثبت و منفی
استرس همیشه منفی نیست. درمواردی میتواند مثبت باشد. همه محرکهای بیرونی میتوانند استرس ایجاد کنند، چون همه آنها ازما میخواهند که سازگارشویم. مثال : وقتی غذایی دردهان میگذاریم، بزاق ترشح میشود. میتوان گفت: انسان همیشه درمعرض استرس قراردارد. خواه مثبت، خواه منفی. اما روانشناسان علاقه دارند پیامدهای منفی استرس را مطالعه کنند، وبه همین دلیل اصطلاح استرس بیشتردرمعنای منفی یا زیان آور به کار میرود، حال آنکه استرس میتواند جنبه مثبت داشته باشد.
منابع لازم برای مبارزه با استرس
1-سلامتی و توانایی
عامل استرس زا موجب تغییرات جسمی میشود، در نتیجه سلامتی فرد و ناتوانی سازگاری او با عامل استرس زا، مستقیما تحت تاثیر قرار میگیرد. توانایی مقاومت و سازگاری فرد، تابع نیرومندی و زنده بودن اوست. او میتواند بدون آنکه وارد مرحله فرسودگی شود تا زمانی که سلامتی او اجازه میدهد با استرس مقابله کند. 2- افکار مثبت
نگرش و تصویر ذهنی مثبت از خود، سودمندی خاصی دارد. افزایش اعتماد به نفس وامیدواری میتواند اضطراب ناشی از موقعیت استرس زا را کاهش دهد. 3-منبع کنترل
اگر شخص منبع کنترل درونی داشته باشد (اگر فرد مسائل پیش آمده برای خود را به دیگران و یا شانس و اقبال مربوط بداند منبع کنترل او بیرونی است، و لیکن اگر خود را عامل بوجود آمدن مسائل برای خود بداند کنترل درونی دارد.) یعنی معتقد باشد سرنوشت انسان به دست خود اوست، میتواند رویدادهای زندگی را تحت کنترل خود درآورده و بهتر با استرس کنار بیاید. 4- توانایی اجتماعی شدن
برخوردهای اجتماعی (دور هم جمع شدنها، ملاقاتهای دوستانه، جشنها و... ) اغلب به عنوان منابع شادی به حساب می آیند و درعین حال میتوانند استرس ایجاد کنند. مثال: اولین ملاقات با افراد ناآشنا و ... اشخاصی که میدانند در اجتماع چطور رفتار کنند و یا چگونه بحثها را اداره کنند و یا با موقعیت سازگار شوند کمتر دچار استرس میشوند. 5- حمایت اطرافیان
دوستان، والدین، سازمانهای اجتماعی و یا مذهبی، میتوانند برای رویارویی با استرس کمکهای خوبی باشند.قرار گرفتن در گروههای دوستان و یا آشنایان کمک شایانی به رفع تنشها و مشکلات زاز جمله کاهش استرس می کند. 6- امکانات مالی
میگویند: پول خوشبختی نمی آورد، ولی در مقابل میگویند: آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است،احتیاج است، احتیاج. بدین معنا که در رویارویی با عوامل استرس زا، هر چقدر امکانات مالی فرد بیشتر باشد، توان مبارزه او بیشتر خواهد بود.
روشهای مبارزه با استرس روشهای سازگاری شناختی: ارزشیابی منطقی واقعیت اعتقاد به این که میتوان بر خود مسلط شد و با استرس مقابله کرد. توجه به جنبه های مثبت موقعیت استرس زا به جای جنبه های منفی آن. یادگیری حل دشواریها و پایان دادن به تعارضها. علاوه بر روشهای فوق الذکر، میتوان روشهای فعال تر دیگری را نیز به کار گرفت، نظیر: آرمیدگی و ورزش. آرمیدگی آرمیدگی یکی از روشهای مقابله با واکنشهای جسمی استرس است، برای آرمیدگی شیوه های مختلفی وجود دارد، اما اصل کلی درهمه شیوه ها ایجاد تنش در ماهیچه ها و سپس ایجاد آرامش یا شل کردن ماهیچه ها است. در اینجا شیوه آرمیدگی جاکوبسون توضیح داده میشود که شامل سفت و شل کردن شاترده گروه ماهیچه بدن است. روی صندلی، مبل یا تختخواب لم بدهید، خود را شل کنید، آرام، مرتب وعمیق نفس بکشید. روی اولین گروه ماهیچه ها (دست و ساعد) متمرکز شوید. ماهیچه ها را سفت کنید. (حداکثر 5 دقیقه) ماهیچه ها را به تدریج شل کنید، در حالی که به خود میگویید: آرام، آرام. روی تفاوت بین سفت شدن و شل شدن ماهیچه ها متمرکز شوید. پیش از آنکه به سراغ گروه دیگری از ماهیچه ها بروید، تمرین بالا را تکرار کنید. -همین مراحل را برای هر یک از گروههای ماهیچه های زیر انجام دهید:
1- دست و ساعد راست 9- سینه و شانه ها 2- بازوی راست 10- شکم 3- دست و ساعد چپ 11- ران راست 4- بازوی چپ 12ساق پای راست 5- پیشانی 13- پای راست 6- بینی و چشمها 14- ران چپ 7- فکها ولبها 15- ساق پای چپ 8- گردن 16- پای چپ
ورزش
اگر ورزش کنید و وضعیت جسمی خود را به حالت طبیعی و خوب نگه دارید، نسبت به زمانی که از نظر جسمی وضعیت خوبی ندارید، کمتر مضطرب و افسرده خواهید شد. ورزش جسمی آثارمنفی استرس را به شیوه های مختلف کاهش میدهد. در درجه اول هورمونهای وارد شده در جریان خون به هنگام استرس را مصرف میکند و خطر آنها را درتحت تاثیر قراردادن دستگاه ایمنی بدن کاهش میدهد. در درجه دوم، تنش متراکم شده در ماهیچه ها را آزاد میسازد. ورزشهایی که در هوای آزاد انجام میگیرد، موثرتر از ورزشهای داخل سالن است. در بین ورزشهای مفید میتوان پیاده روی، دوچرخه سواری و شنا را نام برد.
توصیه های دیگر 1- اعتماد کنید. کسالتها و اضطرابهای خود را با اطرافیان خود در میان بگذارید. 2- موقعیت خود را ارزشیابی کنید. علت استرس خود را به روشنی تعیین کنید. 3- هر بار یک کار انجام دهید. وقتی از مطالعه خسته میشوید به سراغ کار دیگری بروید. 4- فرصت زندگی کردن پیدا کنید. برای خود زمان آزاد در نظر بگیرید، و بین کار و اوقات فراغت خود تعادل ایجاد کنید. 5- غذای سالم بخورید و استراحت کنید.
فهرست منابع 1-کتاب بهداشت روانی –تالیف دکتر حمزه گنجی – نشر ارسباران-1380 2-کتاب بهداشت روانی(مربوط به رشته کودکیاری شاخه فنی ،حرفه ای ) تالیف سیما فردوسی – 1385- (فصل اول ) 3-کتاب روانشناسی عمومی – تالیف علیرضا بخشایش – نشر انتشارات یزد – 1379 4- سایتهای اینترنتی
مهدوی – گروه مشاوره ناحیه 5 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 18:56 توسط گروه مشاوره |
|
|
به مناسبت هفته بهداشت روان بهداشت روانی (Mental Health)
نگاه کلی
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر میگذارند). تعاریف بهداشت روانی
تعریف سازمان بهداشت جهانیسازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست." تعریف انجمن بهداشت روانی کاناداانجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرشهای مربوط به خود ، نگرشهای مربوط به دیگران و نگرشهای مربو به زندگی" تعریف میکند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی." عوامل موثر بربهداشتروانیبهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند. ابعاد بهداشت روانیپیشگیری نوع اول (Primary Prevention)هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست میآید." برنامههای آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)، برنامههای بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامههای تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستمهای حمایت اجتماعی (نظیر بیمههای درمانی ، ایجاد و حمایت از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونههای پیشگیری نوع اول میباشد. پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریهها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار میگیرد. پیشگیری نوع سومهدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از تواناییهای از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونهای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامههای این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل میکند. چشم انداز بحثموضوع بهداشت روانی و تامین آن برای "مردم ، سازمانها و دولتها" بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفتهای "علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف میکنند و در کنار آن با تدوین برنامههای جامع از "سازمانها و منابع محلی – اجتماعی" نیز استفاده میکنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 18:22 توسط گروه مشاوره |
|
|
باسمه تعالي تبديل نمودن يك كار كيفي مشاوره اي به يك كاركمي و عملياتي رفتار آماج: بدبين ، پرخاشگر،زود رنج. تعريف عملياتي : الف – بر سر هر موضوعي سوء ظن دارد. ب –عجولانه قضاوت مي كند،پيش داوري مي كند. ج – بدون بررسي مطلبي را تاييد يا رد مي كند بدون دليل منطقي . د- مي گويد به حس ششم خودم اطمينان دارم ( تيز هستم ). شكل ظاهري رفتار: مراجع به هنگام بحث هاي داخلي خانواده نكته سنجي نموده و جمله اي را بهانه قرار داده و بحث هاي پرخاشگرانه ( همراه با داد و فرياد ) مي كند و اينقدر اين بحث ها به طول مي انجامد تا بالاخره با كتك خوردن يكي از افراد خانواده و يا با پرت كردن وسايل زندگي و شكستن آنها پايان پذيرد. شدت يا نيروي رفتار :مراجع در هنگام عصباني شدن و فرياد كردن صورتش قرمز مي شود ، رگهاي گردن او برجسته مي شود و دندانها را به هم مي فشارد. نرخ يا فراواني رفتار : به طور متوسط دو هفته يك بار. طول مدت رفتار : تقريباٌ يك ساعت طول مي كشد. دوره نهفتگي : حدود 10 دقيقه طول مي كشد تا به سكوت و آرامش خود جامه عمل بپوشاند ولي 5دقيقه بعد دوباره قانع نشده و بحث هاي تكراري را هم دنبال مي كند تا به شكل ظاهري رفتار منجر شود. مكان يا موقعيت انجام رفتار : اكثراٌ در منزل ( خارج از منزل از محبوبيت خاصي برخوردار بوده و يا هست) بيان هدف برنامه: قصد داريم به مراجع تفهيم نماييم كه : 1- بعد از بحثهاي تكراري كه او را به سكوت و آرامش دعوت نموده ايم و مجدداٌ 15 دقيقه ديگر دوباره بحث را آغاز مي نمايد ، دفعه دوم 25 دقيقه بعد آغاز نمايد ،دفعه بعد مدت زمان بيشتر. 2-سعي شود بعد از بحث اول نگذاريم بحث دوم آغاز شود و رو به خاموشي گرايش پيدا كند. 3-به مراجع تفيم نماييم كه بحث ها و جدلها با سرو صدا و فرياد حل نمي شود. 4- به مراجع تفيم نماييم كه با منطق و دليل صحيح تر به نظر مي رسد. 5- به مراجع تفيم نماييم كه عملي نگر باشد و اگر جزيي نگر و ريز بين باشد همين مسايل تكرار مي شود. 6- به مراجع تفيم نماييم در صورت شكست با بيان هدفها منطقه يا محيط خود را تغيير دهد. وابستگي : الف: پيش آمد( چرا به پدر ومادر من بي تربيتي كردي و يا چراهاي ديگر) ب: پس آمد ( بعد از اتمام بحث ها خود را بي تقصير قلمداد نموده در گوشه اي از اتاق ويا ... مدتي را تنها به سر برد. روش استفاده براي ايجاد تغيير رفتار: 1- الگو دهي از طريق افرادي كه مورد احترام و قابل قبول او هستند. 2- تغيير شناختهاي غلط او كه سبب اختلالات هيجاني مي شود به شناختهاي صحيح و تغيير الگوهاي فكري او. تهيه : محمد حاج حسيني گروه مشاوره ناحيه 5 اصفهان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:52 توسط گروه مشاوره |
|
|
اي كه بانامت جهان آغاز شد دفتر ماهم به نامت باز شد دفتري كزنام تو زيور گرفت كار آن ازشرح بالاترگرفت قدرت تمرکز بسیاری از ما انسان ها فکر می کنیم که استعداد تمرکز کردن امری ذاتی است وتغییر آن همان اندازه ناممکن است که تغییر ماهییت بدن ادمی یا تغییر رنگ چشم ها.مااعتقاد داریم که تقریبا همه افراد به طور بالقوه قدرت تمرکز کردن را دارند .اما این مطلب به این معنا نیست که همه این قدرت پنهان را پرورش می دهند. اگر شما از کودکی به کنجکاوی درباره همه چیز در اطراف خود ترغیب شده باشید .دریادگیری شیوه تمرکز حواس زحمتی نخواهید داشت وتقریبا آن را مثل تنفس به صورت خودکار خواهید آموخت .اگر دارای این نوع کنجکاوی نیستید باید آن را پروش دهید.چون پيش شرط یادگیری وتمرکز کنجکاوی است از جمله متغيير هاي موثر بر توانايي تمركز ونقش مدرسه در هدايت تحصيلي دوره تحصيلي مربيان محرك هاي دروني وهدف ها و سلامت جسمي شما مي تواند باشد. ويليام جيمز مي گوید: هروقت مساله فکر یا هدفی با کاملترین وضع فکر شما را اشغال کرد تمرکز واقع شده است درتمرکز عمیق تغییر خودکار توجه به سمت موضوعات مربوط وجود دارد وامکان تمرکز درباره یک موضوع برای زمانی طولانی ناممکن است . یکی از بهترین راههایی که می توانید درباره آن تمرکز کنید گسترش علاقه به موضوع است پس لازم است معین کنید چگونه می توانید علاقه به چیزی را که تا به حال مورد توجه تان نبوده افزايش دهيد اگر مایلید که علاقه تان نسبت به موضوعی زیاد شود کار خود را با کسب اطلاعاتی درباره آن موضوع شروع کنید این اطلاعات هرچند اندک حتما شما را به کسب اطلاعات بیشتر در آن زمینه مایل خواهد کرد . ایا همه سرگرمی ها این طورشروع نمی شود ؟ از جمله عوامل موثر در یادگیری تمرکز سلامت جسمی است .احساس سلامتی ونیروی جسمی زیاد باعث القای نیروی اعتماد به نفس می شود در حالی که احساس ناخوشی موجب افسردگی می شود وبی حالی مشکلترین مساله ای است که قبل از شروع مطالعه وتمرکز باآن روبرو هستید واگر این سستی وبی علاقگی از ناکافی بودن سلامت ریشه بگیرد مقدار آن بیشتر افزایش می یابد وانجام هرنوع فعالیتی کم ثمر خواهد بود یکی از عوامل مهم تمركزنداشتن اين احساس است كه هيچ چیز فرا گرفتنی نیست مگر آنکه ناخوشایند باشد اگر شما چنین عقیده ای داریدمطمئنا تنبلی حتی در شروع بیشتر فعالیت ها که ممکن است مهم وجالب به نظر برسد مانع ادامه فعالیت در این زمینه می گردد راه ممانعت از بروز چنین مساله ای آن است که کار را با احتیاط شروع کنید علاقه وخوشایند شما در هر موضوع معین بامقدار اطلاعاتی که درباره آن دارید نسبت مستقیم دارد وآن به اين معني است که هر چه بیشتر یاد بگیرید علاقه شما به یادگیری بیشتر می شود .مهمترین کمک روان شناختی برای تمرکز ومطالعه انگیزه است اما در روند یادگیری اولین گام نیست .تا زمانی که شما تمایل یا علاقه به انجام کاری نداشته باید نمی توانید برانگیخته شوید این اشتیاق می تواند باعث ایجاد انگیزه در شما وبه طور تدریجی موجب دستیابی به خواسته ای که هدف شماست بشود.علاقه همچنین قبل از انگیزش می آید .لازم است که هدف را همیشه درذهن نگه دارید .فکر کردن درباره اهدافتان شما را مشتاق قدم گذاردن به طرف آن ها می کند . عدم توانایی تان در تمرکز به طور صحیح نتیجه تصورات خودتان در ضمیر هوشیار یا نیمه هوشیار است .وقدم اول درک کامل وانجام کاری درباره مسئله است .به کار بردن تصوراتتان مبنی بر اینکه من از افکار کوچک وپیش پا افتاده پرهیز می کنم وبه افکار بلند همراه با متانت طبع می اندیشم .شما را قادر می کند که صفات تازه را در ضمیرخوداگاه و نیمه ا گاه خود جاری سازید .این افکار تحولات تازه ای را که تاثیر سود بخشی نیز خواهد داشت به وجود خواهد آوردبه کار بردن این تصورهای عینی شما را در رسیدن به نوعی توانایی تمرکز که به دنبال آن هستند کمک می کند واین موضوع با فعال کردن مکانیسم موفقیت خلاق در ضمیر نیمه هوشیارتان عملی می شود .اگر تصمیم گرفته اید که به تمرکز بهتری برسید دنبال آن را بگیرید اگر پشتکار داشته باشید به آن خواهید رسید چون وسایل رسیدن به آن خود به خود فراهم می شود .در مراحل اولیه یادگیری چگونگی تمرکزومدت زمان مطالعه قبل از هر استراحت برای اشخاص گوناگون فرق دارد .به نظر می رسد که سی دقیقه مدت زمانی است که فکر می تواند توجهش را از پرسه زدن وانحراف متمرکز نگه دارد .در مراحل بعد یک ساعت یا بیشتر چندان زیاد نیست .به یاد داشته باشید که یک استراحت کوتا ه همیشه شما را قادر می کند که با تجدید نیرو کار خود را از سر بگیرید. از جمله عوامل موثر دریادگیری وتمرکز مشکلات ذهنی واحساسی است که به طور موثری مانع تمرکز فکر روی مطالب می شوند وکسانی که هنگام احساس فشار به مطالعه روی می آورندممکن است تمام مطالب را بخوانند بدون اینکه چیزی به ذهن بسپارند چنین مواردی چنان جدی است که تمرکز روی هرچه که به تمرکز تخصصی نیاز داشته باشد همچون نداشتن دید کافی غیر ممکن می نماید. برای تصمیم گیری دراین باره که هر کتاب چگونه باید خوانده شود لازم است که اول هدف کتاب را فهمید وفهرست مطالب آن را مطالعه کرد .در بسیاری ازموارد جلد یا مقدمه کتاب به شما خواهد گفت تا چه حد شما به خواندن آن کتاب مایل هستید .ما می توانیم معلمانی را به یاد آوریم که خواندن مطالب بخش های معینی رادر کتاب پیشنهاد وبخش هایی از ان را حذف می کردند .وآن به این دلیل بود که احساس می کردند برخی از بخش ها ارزش استفاده شایسته ومقتضی را برای یادگیری مطالب مورد نظر ندارند .شیوه مطالعه کتابی راکه می خوانید بایدنسبت به آنچه که مایلید از محتوای آن به دست آورید کاملا مطابق باشد . همیشه هنگام تمرین خواندن با سرعتی بیش از سرعت بیش از سرعت معمولی خود بخوانید .هیچ وقت هنگام تمرین خواندن به عقب برنگردید ومطالب راباز خوانی نکنید اگر احساس کردید که بخشی از معنی را از یاد برده اید برای دومین بار ،آن را از اول بخوانید.بزودی در می یابید که می توانید می توانید مطالب را با سرعت بیشتری بفهمید. منابع : 1- تسلط بر خود امیل کوئه ترجمه:بهنام ورضا جمالیان انتشارات: جمال الحق 2- راهنمای تمرکز بهتر ملوین پاورز ورابرت اس استارت ترجمه:حسین نیر انتشارات :استان قدس 3- روان شناسی یادگیری علی اکبر شعاری انتشارات :توس محمد جواد گل محمدی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 23:53 توسط گروه مشاوره |
|
|
بسمه تعالي
‹‹‹حضرت رسول اكرم (ص)››› راه هاي كاهش فرسودگي شغلي مشاوران تهيه :زهره قاضي عسگر-مشاور دبيرستان فرقداني2 فرسودگي شغلي پيامدي از فشار شغلي دايم و مكرر است . يعني فرد در محيط كارش به علت عوامل دروني و بيروني احساس فشار فرسودگي شغلي شامل3 جزء است : 1- خستگي يا تحليل عاطفي 2- از خود بيگانگي يا مسخ شخصيت 3- فقدان موفقيت فردي يا پيشرفت شخص فرسودگي شغلي در ميان انواع مشاغل مددرسان مثل مشاوران ، معلمان و پزشكان و مواردي از اين قبيل بيشتر مشاهده مي شود . فرسودگي شغلي با فشار ، گمگشتگي نقش وضعف عملكرد شغلي همراه است . جنبه سازماني : تعارض ، ابهام و ازدياد نقش در اين مقوله ميباشد . ● تعارض نقش : شخصی که مسووليتهای متعارضی دارد، اين احساس را خواهد داشت که به چند جهت کشيده میشود. چنين شخصی مجبور خواهد بود چندين کار را همزمان به انجام برساند و در نتيجه، به خستگی از کار و نهايتاً فرسودگی شغلی مبتلا خواهد شد. ● ابهام نقش : بعضی از افراد، از انتظاری که از آنها میرود آگاه نيستد. چنين افرادی ، تنها میدانند که از آنها انتظار میرود شخص کارآمدی در حرفه خود باشند اما مطمئن نيستد که چگونه میتوانند اين انتظار را برآورده سازند زيرا برای ايفای نقش خود، الگو يا راهنمايی ندارند که از او پيروی کنند يا الگوبرداری نمايند. ● ازدياد نقش : بعضي افراد نمیتوانند به پيشنهاد کار و مسووليتهای فراوان و بيش از حدی که به آنها میشود نه بگويند و در نتيجه، مسووليتها و وظايف زيادی را به خود تحميل مینمايند. چنين افرادی از جمله کسانی هستند که بيشتر در معرض ابتلا به فرسودگی شغلی قرار دارند.
عوامل موثر در فرسودگي شغلي 1- توقعات بالا در محيط شغلي ، درآمد پايين ، كار بيش از حد و كمتر از حد مورد علاقه نبودن كار ، همگون نبودن تخصص با حرفه اي كه مشغول است . خارج از ظرفيت و استعداد بودن مشاغل ،قوانين ومقررات خشك و غير قابل انعطاف ،ناآشنابودن افراد بااهداف سازمان ،يا قابل درك نبودن اين اهداف 2- سياستهايی که مديريت سازمان در ابعاد مختلف وضع می کنديا در عمل به کار مي گيرد. 3 - شيوه های رهبری و مديريت در سطوح سرپرستی (يا سبک رهبری سرپرستان واحدها در سازمان ). 4- سخت و غيرقابل انعطاف بودن قوانين ، مقررات و آيين نامه ها در سازمان 5- ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان و فقدان ارتباط های دوطرفه و از پايين به بالا در سازمان . 6 - بی توجهی مديريت سازمان به امور کارکنان (رفاهی ، درمانی ، تفريحی و...) 7- عدم بهره گيری از همه توان و استعدادهای بالقوه افراد در انجام دادن وظايف شغلی . 8- مبهم بودن نقش فرد در سازمان 9- ناراضی بودن افراد از سازمان يا از شغل خود. 10- فقدان امکانات لازم برای رشد و ترقی يا ارتقای افراد در سازمان . 11- قرار گرفتن افراد در شرايط کاری که لازم است در زمانی محدود کاری بيش از توان خود انجام دهند. 12- واگذار کردن مسئوليتهای بيش از ظرفيت افراد به آنان و ترس از توانايی برای انجام دادن اين مسئوليتها. 13- گرفتارشدن در شرايط تصدی نقش های متعارض که طی آن نقشهايی به عهده ي فرد گذاشته می شود که با هم در تعارض اند. 14- هماهنگ نبودن ميزان پرداخت حقوِ ق و مزايا با ميزان کاری که انتظار می رود افراد در سازمان انجام دهند . 15 - نامناسب بودن نظام ارزيابی عملکرد شغلی افراد و جايگزين شدن رابطه به جای ضابطه در سازمان . 16- فقدان امکانات مناسب و اثر بخش آموزشی برای کارکنان سازمان و ناآشنا بودن آنان با وظايف شغلی خود. 17 - عدم به کارگيری روشهای عملی برای آزمايش و انتخاب افراد و واگذاری تصدی مشاغل به افراد غيرواجد شرايط . 18 - ناآشنايی کامل افراد به وظايف شغلی خود از همان آغاز ورود به يک سازمان همه و همه فرد را به سمت فرسودگي شغلي سوق مي دهد . اينجاست كه نظام مديريتي صحيح لازم است تا جهت تسهيل و دور كردن خطرات ناشي از تنش هاي شغلي با تدابير مقطعي مثل پاداش ها ، كم نمودن ساعات كاري ، ايجاد تفريحات سالم ، جانشين و كمك در مشاغل پر كار براي جلو گيري از عواقب منفي آن اقدام كند .همچنين روانشناسي در محيط كار مي تواند با روش هاي علمي و عملي جهت ايجاد نگرش مثبت ، سازگاري كاركنان با شغل و محيط كار و تغيير نگرش مديران به مجموعه ،از پيشرفت اين عارضه جلوگيري كند . ولي دركل :سعي درحذف ،يا به حداقل رساندن موارد تنش زا با توجه به ضعيف ترين كا ركنان در مجموعه ،كار آمد و سودمند است. نشانه هاي فرسودگي شغلي شامل بخش هاي فيزيولژيكي ،هيجاني ،نگرشي ،رفتاري ،روان تني ،سازماني است. ● عوارض فيزيولژيكي :شامل سردردهاي مكرر،تهوع،اختلال در خوابيدن ،تغيير عادات مربوط به غذا خوردن مي باشد . ● عوارض هيجاني : شامل كاهش عزت نفس ، اضطراب ، افسردگي ، احساس درماندگي ، و نيز احساس به دام افتادن در كار و شغل خود ،بخشي از مشكلات هيجاني است. ● عوارض نگرشي : شامل بد گماني به ديگران ،خود وشغل وزندگي خود را بي اعتبار جلوه دادن ،احساس پيشرفت شخصي كند ،كه قبلا"هم پيشرفت زيادي نداشته و در آينده هم پيشرفتي نخواهد داشت. ● عوارض رفتاري : پرخاشگري ،كناره گيري از ديگران ،كاهش توانايي انجام وظايف شغلي ،محدود شدن فعاليت هاي اجتماعي و تفريحي ،افزايش مشكلات وناسازگاري با مديران ،همكاران،و خانواده. ● عوارض روان تني : احساس خستگي ، ابتلا به دردهاي عضلاني ، سردردها و بي نظمي عادات ماهانه زنان ، تغيير عادات خواب ،اختلالات گوارشي ،سرماخوردگي هاي مكرر. ● عوارض سازماني : كاهش رسيدگي به امور ارباب رجوع ،تنزل ابعاد اخلاقي و معنوي كاركنان ،افزايش تعداد موارد خلاف كاري ،دزدي،غيبت از كار ، ترك شغل ،سوانح و حوادث.0000 راههاي بهبود فرسودگي كاري
5 - تفريحات سالم و سرگرمی های خارج از محل کار، نگرشهای مثبتی در اينگونه افراد ايجاد مي كنند و بازدهی آنها در کار مانند سابق می شود. البته بايد در نظر داشت که اين نوع ترميم یا کسب توان مجدد در شرايطی حاصل می شود که فرد به خود کمک کند و با به کارگيری راهبردهای درست ، خود را از دام فرسودگی شغلی رها سازد. پژوهشگران و محققين علوم روانکاوی پيشنهاد می نمايند در صورتی که از فرسودگی شغلی در رنج هستيديا می خواهيد از مبتلا شدن به آن مصون بمانيد اقدامات زير را انجام دهيد: 1- در صورت امکان شرايط فيزيکي يا روانی کار خودرا تغيير دهيد و چنانچه قادر به ايجاد چنين تغييراتی نمی باشيد، بعضی از رفتارهای خود را تغيير دهيد و مسئوليتی را که از عهده انجام دادن آن بر نمی آييد، قبول نکنيد. 2- از برنامه های متنوع برای بهبود وضعيت بدنی خود استفاده کنيد و اوقات خاصی از شبانه روز را به ورزش کردن اختصاص دهيد و از برنامه های غذايی مناسب استفاده کنيد. بدين ترتيب مقاومت بدن شما در مقابل فرسودگی ناشی از فشارهای روانی مربوط به کار و خستگی شغلی افزايش می يابد. 3- از روشهای خاص ايجاد آرامش (ريلکسيشن ) استفاده کنيد و در همان جلسه اول ببينيد که تا چه ميزان در ايجاد آرامش برای شما مؤثر واقع می شود 4-.از طريق شرکت در جلسات آموزشی شيوه های مقابله با فشار روانی ، روش های کارآمد برای انجام کارهارا دنبال کنيد. زيرا اگر روش های بهتر و اثر بخش تر برای انجام دادن کارها را تجربه کنيد، متوجه می شويد هميشه روشی بهتر برای انجام دادن هركاري وجود دارد. 5- برای رفع خستگی کارگران می توان در کار روزانه آن ها تغييراتی داد و با جابجا کردن آن ها تنوعی در کارشان به وجود آورد، البته اين تنوع بايد طبق اصول و برنامه صحيح انجام پذيرد. همچنين می توان محيط های مناسب کارگری به وجود آورد و با تنظيم برنامه های تفريحی و دسته جمعی خستگی روزانه آن ها را کاهش داد. 6- ازروش های گوناگونی مانند ايجاد علاقه ، دادن آگاهی درمورد نتيجه کار، دوره های استراحت کوتاه مدت بهره گرفت ، خواب کافی و رفتن به دامن طبيعت نيز در تقليل استرس ناشی از کار مؤثر است . اما افزون بر راهبردهای مطرح شده به اين واقعيت انکارناپذير نيز بايد نظر داشت که مد يران می توانند در حل اين معضل نقش کليدی داشته باشند، زيرا يکی از وظايف مديريت هر سازمانی آن است که موجباتی را فراهم آورند تا فشارهای وارد بر افراد در سازمان ، تخفيف پيدا کند. بنابراين راهکارهای مختلفی نيز وجود دارد که با استفاده از آنها مديريت هر سازمانی می تواند مانع از وارد آمدن محرک های تنش زا برکارکنان شود. از اين رو، به مديران علاقه مند به سلامت جسمی و روانی کارکنان خود پيشنهاد می شود برای پيشگيری از فرسودگی ناشی از کار به اين راهکارها عمل نمايند: 1- افرادی را به کاری بگماريد که نه تنها به آن علاقه مند باشند بلکه از ويژگی های شخصيتی لازم برای انجام دادن درست وظايف شغلی برخوردار باشند. زيرا چنانچه مناسب ترين فرد برای تصدی مسئوليت های يک شغل انتخاب شود، احتمال وارد آمدن تنش های روانی به او کمتر است ، بنابراين احتمال ابتلای او به عارضه فرسودگی شغلی نيز کاهش می يابد. برای دستيابی به اين هدف ، بهترين راه آن است که از روش های علمی آزمايش و انتخاب استفاده کنند و در صورت نياز، از همکاری متخصص روانشناسی بهره بگيرند. 2- برای متصديان مشاغل گوناگون سازمان ، دوره های آموزشی مناسب تشکيل دهند و مراقب باشند که برنامه ريزی، طراحی و اجرای چنين دوره هايی براساس نتايج حاصل از تجزيه و تحليل شغل شرکت کنندگان در دوره آموزشی انجام گيرد. 3 - امکاناتی را فراهم آورند که مهارت های افراد بسته به مسئوليت کاری آنها، افزايش يابد. زيرا اگر فرد نتواند بر موقعيت شغل خود تسلط داشته باشد، فشار روانی زيادی را تحمل می کند. 4- شرايط خطرآفرين در سازمان را به حداقل برسانند و امکاناتی را فراهم آورند که افراد در معرض خطر و محرک های تنش زای اضافی قرار نگيرند. به عنوان نمونه دچار برِق گرفتگی يا سانحه و حادثه نشوند. 5- شبکه های ارتباطی در سازمان را بهبود بخشند به گونه ای که کيفيت و کميت ارتباط ها در سازمان ، در بهترين وضع خود باشد و اطمينان حاصل کنند که افراد می توانند نظرات و شکايات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در رابطه با هر فرد يا موضوع ، به راحتی و بدون ترس و نگرانی و به شيوه ای منطقی ارائه دهند. در غايت مديران می توانند با رفتار سنجيده خود به کارمندان بياموزند چگونه بدون ترس و نگرانی با سرپرست يا مدير خود وارد گفتگو شوند در پايان بحث درمان اشاره به اين نكته نيز ضروريست كه هرگونه اقدام و فعاليتي به منظور ازبين بردن علائم و نشانه هاي فرسودگي كاري در كاركنان و مديران سازمان هادرحقيقت ، قدمي به سوي افزايش بهره وري است . از آنجايي كه مبتلايان به سندرم فرسودگي كاري قبل از ابتلا افرادي پركار و داراي جديت بسيار زياد در انجام وظايف محوله بوده اند، بنابراين برگرداندن آنها به وضع و حال اوليه شان ، سازمان ها را در دستيابي به اهدافشان كمك مي كند.
منابع : × مركز كار آفريني دانشگاه شريف × سايت به انديش شماره 405 × سايت به انديش شماره 469 × سلطاني ، ايرج - روحاني ، عباس - فرسودگي شغلي در مؤسسات صنعتي و توليدي × |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 10:7 توسط گروه مشاوره |
|
|
خلاصه مقاله اچ- آی- وی- ایدز ایدزاز حروف اول چهار کلمه انگلیسی درست شده و به معنای بیماری نقص ایمنی اکتسابی است نقص ایمنی به این معنا که دستگاه ایمنی بدن خوب کار نمی کند و اکتسابی یعنی که این بیماری ارثی نیست و فرد آن را از دیگران کسب می کند . عامل ایجاد کننده بیماری ویروس است ،ویروسها در خارج از بدن زنده نیستند و تنها در درون سلول قادر به حیات وتکثیر هستند . این ویروس در درون نوع خاصی از گلبولهای سفید انسان که در ایمنی بدن نقش اساسی دارند رشد و زندگی می کنند. راههای انتقال ویروس تزریق خون آلوده و فرآوده های خونی آلوده سرنگ آلوده و مشترک زخمی شدن هنگام مراقبتهای بهداشتی عمل های جراحی و دندانپزشکی غیر بهداشتی خالکوبی و حجامت با سوزنهای آلوده تماس غشاهای مخاطی و جاهایی از بدن که زخمی شده اند با خون یا ترشحات بدن فرد آلوده تماس جنسی با فرد آلوده بدون استفاده از روشهای ایمنی انتقال از مادر مبتلا به کودک ( در هنگام بارداری ، زایمان ، شیردهی ) راههای پیشگیری از ایدز از آنجا برا ی بیماری ایدز تاکنون درمان قطعی وجود ندارد لذا بهترین راه مبارزه با این بیماری مهلک پیشگیری است و رمز پیشگیری پرهیز از رفتارهای پر خطر است . منظور از رفتارهای پر خطر رفتارهایی هستند که می توانند خطراتی را برای حال و آینده زندگی ما ایجاد کنند . مانند اعتیاد ،بی بند و باری جنسی ، نوشیدن الکل ، ورزش نکردن ، زیاده روی در خوردن غذاهای ناسالم و بی ارزش و..... نمونه هایی از رفتارهای پر خطر هستند که می توانند سلامت انسان را به خطر انداخته و حتی موجب مرگ شوند. فهرست منابع مشاوره جنسی و نه گفتن در مواقع حساس – بهروز بیرشک و نور محمد بخشانی جنبه های پزشکی ،بهداشتی و اجتماعی ایرز – حسین حاتمی مشاوره جهت ایجاد انزجار از اعتیاد – کاظم عاطف و لادن فتحی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:54 توسط گروه مشاوره |
|
|
تفکر خلاق طبق یک دیدگاه روانشناسی تفکر عملی ذهنی است و زمانی مطرح می گردد که ما با مساله ای روبرو شده باشیم و خواستار حل آن باشیم در این هنگام تلاشی در ذهن برای حل مساله آغاز می شود این تلاش ذهنی را تفکر می نامند. روشهای تفکر خلاق شیوه های تفکر هستند که به کمک آنها برای حل مساله راه حلهای متعدد و متنوعی می یابیم و از این طریق احتمال دستیابی به مناسبترین راه حل ها بالا می رود. تفکر خلاق تنها قسمتی از راه حل یابی را در فر آیند حل مساله انجام می دهد و حتی با تفکر خلاق بهترین راه حل ها هم انتخاب نمی شود ،بلکه تنها راه حل یابی صورت می گیرد. می توان بین حل مساله و تفکر خلاق از این لحاظ تفاوت قائل شد که حل مساله فعالیتی عینی تر از خلاقیت است و از آن هدف مشخص تری دارد یعنی حل مساله بر واقعیت استوارتر است در حالی که تفکر خلاق بیشتر جنبه شخصی داردو زیادتر از حل مساله مبتنی برشهود و تخیل استوار است . به تعبیر دیگر در حل مساله شخص با موقعیتی روبرو می شود که باید برای آن یک راه حل بیابد ،اما در تفکر خلاق فرد هم موقعیت مساله و هم راه حلهای آن را در خود می آفریند و مهمترین ویژگی تفکر خلاق تازگی نتایج تفکر آفریننده است و راه حلهای تازه ای هستند که دیگران قبلا به آن دست نیافته اند یا در حل مساله شخص به حل کردن موضوع می پردازد اما در تفکر خلاق فرد هم موضوع یا مساله را می سازد و هم آن را حل می کند. ویژگی افراد خلاق 1- بر خورداری از قدرت تخیل فوق العاده 2- کنجکاوی که از برجسته ترین ویژگیهای کودکان خلاق است 3- شخصیت انعطاف پذیر و عدم سرسختی 4-افراد خلاق در زندگی روزمره نو آوریهای بسیاری از خود نشان می دهند. 5-سلامت روانی کلامی و بیان سلیس و شوخ طبعی 6-صراحت و قاطعیت و بدون شبهه و تکلف و استوار 7-هوشمندی و توانایی بالاتر از سطح متوسط و خطر پذیری و ماجراجو بودن 8-فعال و پر انرژی ،داشتن پشتکار فراوان 9-سماجت در موضوعات مورد علاقه و زیبا پسندی و علاقمندی به آثار هنری 10-آزاد اندیشی و استقلال رای و اندیشه و داشتن اعتماد به نفس بالا فهرست منابع روانشناسی پرورشی – علی اکبر سیف اصول روانشناسی – نرمان ل مان روانشناسی تفاوتهای فردی – حمزه گنجی پرورش خلاقیت – علی کریمی تفکر خلاق نوع دیگر دیدن- علی نیازی اکرم زمانی- مشاور |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:52 توسط گروه مشاوره |
|
|
شادی و مهارتهای شاد زیستن چكیده اگر چه ممكن است افراد تعریف مختلفی ازشادمانی داشته باشند ولی با توجه به نظر روانشناسان می توان گفت شادی دارای چهار بعد است: 1.رضایت از زندگی 2.خوشی 3.نداشتن افسردگی 4.نداشتن اضطراب طبق این تعریف اگر كسی از زندگی خود راضی بوده احساس خوشی درونی داشته با شد و اضطراب وافسردگی مرضی نداشته باشد شادمان است. عواملی مثل سن جنسیت و تحصیلات رابطه زیادی باشادمانی ندارد.در عوض چهار عامل ایمان مذهبی ,وضعیت تاهل ,همسر وتیپ شخصیتی افراد رابطه زیادی با شادمانی دارند. -اگر بخواهیم زندگی شادی داشته باشیم جه باید بكنیم؟ پاسخ اصلی به این سؤال این است كه ((شادی در خانه ما را نمی زند!)) شادزیستن به تلاش نیازمند است یعنی باید شادی را جستجو كنیم. دوازده مهارت به عنوان مهارت های شاد زیستن معرفی شده اند كه به شرح زیر می باشند: 1-بیا ن احساسات:برای كسب این مهارت می توان دوكارذیر راتمرین كنیم: الف:احساسات خود را به افراد قابل اعتماد باز گو كنیم وطریقه مؤدبانه بیان آن را بیاموزیم. ب:حداقل هفته ای دو بار احساسات خود را بنویسد و پاره كنید. 2-خوش بینی-یعنی دیدن وجوه مثبت امور 3-فعالیت و سرگرمی 4-توسعه روابط اجتماعی 5-صمیمیت 6-خلا قیت 7-كاهش توقعات 8-برخوردار بودن 9-برنامه ریزی و سازماندهی 10-زندگی در زمان حال 11-دوری از نگرانی 12-اولویت دادن به شادی انتظار می رود كسانی كه این مهارتها را آموخته اند و در زندگی خود استفاده می کنند شادتر از دیگران باشند. مقدمه: شادی یك هیجان است, هیجان به معنی تحرك, تحریك, حالت تنش ای تهییج و حالت های ذهنی مختلفی از قبیل: ترس ،عشق ،نفرت ،وحشت و غیره. مادارای هیجانهای متعددی مثل :شادی ، تنفر ، تعجب ، ناراحتی ، خشم ،ترس و شرم هستیم.این هیجانهای اساس و پایه ، بنیاد جهانی دارند. ضرورت زندگی شا د تا حدی است كه برخی روانشناسان معتقدند یكی ازعوامل مهم بر سلامت جسمانی شادمانی است ، یعنی افراد شاد حتی كمترسرما می خورند و به بیماری های سخت كمتر مبتلا می شوندودرصورت بیمار شدن زودتر بهبود می یابند.فقدان نشاط و شادی در جامعه نتایج بسیاری را به دنبال دارد كه ازآن جمله می توان به افسردگی ، بدبینی ، ارزیابی منفی رویدادها ، بی علاقه بودن به كار ، فقدان وجدان كاری ، اعتیاد به مواد مخدر ، ناهنجاری های اجتماعی و رواج خشونت اشاره نمود.(نصوحی- 1382 –صفحه 6 ) بیان موضوع مدیریت احساس و خلق در موفقیت افراد نقش بسیار مهمی دارد. پژوهشها نشان داده كه تنها وجود تحصیل و ضریب هوشی بالا نمی تواند تعیین كننده سعادتمندی زندگی شغلی و خانوادگی فرد باشد. وجود شعور احساسی نیز از جمله عوامل بسیار مهم در این مورد است. هر قدر فرد بیشتر از احساس و هیجان خود آگاه باشد ، بهتر قادر است آن راكنترل و مدیریت كند.(لینگهان-1996-كندی-1999) تعریف شادی : تعاریف مختلفی ازشادی ارائه گردیده است، شادی به درجه یا میزانی اطلاق می شود كه شخص درباره مطلوبیت كیفیت زندگی خود قضاوت می كند. (نصوحی-1382-صفحه6) به عبارت دیگر حداكثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفی كه از تعریف باردبورن اقتباس شده است.(عابدی-1381 ) نظر اسلام در مورد شادی : در این باره حضرت علی(ع) می فرمایند :سوگند به خدایی كه تمام صداها رامی شنود هر كس دلی را شاد كند ، خداوند از آن شادی ، لطفی برای او قرارمی دهد كه به هنگام مصیبت ، چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید. اهمیت شادی در فرهنگ و ادب ایرانیان : جشن های باستانی بویژه عید نوروز و اشعاری كه در شعر ادب فارسی مطرح شده ، اهمیت این موضوع را در این مرز و بوم شفاف می كند. همان بهتر كه دائم شاد باشیم ز هر درد و غمی آزاد باشیم به خوشرویی و خوشبختی در ایام همی رو تا شوی خوش دل درانجام ناصر خسرو اگر از شما بپرسند چقدرشاد هستیدچه پاسخی می دهید؟اگر یك فرد كاملا شادمانی نمره 100 ویك فردكاملاناشاد نمره صفر بگیرد نمره شما چند است؟شاید سؤال كنید منظور از شادمانی چیست؟ اگر چه ممكن است افراد تعریف مختلفی از شادمانی داشته باشند ولی با توجه به نظر روانشناسان می توان گفت شادی دارای چهار بعد است : 1.رضایت از زندگی 2.خوشی 3.نداشتن افسردگی 4.نداشتن اضطراب طبق این تعریف اگر كسی از زندگی خود راضی بوده ، احساس خوشی درونی داشته باشدو اضطراب وافسردگی مرضی نداشته باشد شادمان است.دقت کنید منظور از اضطراب و افسردگی اضطراب و افسردگی مرضی است:ممكن است فردی گاهی دچار غمگینی شود ولی به این حالت افسردگی گفته نمی شود وقتی می توانیم بگوییم فردی افسردگی دارد كه این فرد بدون علت و بدون اینكه مسئله ای برایش پیش آمده باشد به مدت بیش از دو هفته علائمی مانند علائم زیر داشته باشد:خلق گرفته و غمگین ، مشكلات خواب و اشتها(چه پر خوابی ، چه كم خوابی ،چه پر خوری ، چه كم اشتهایی) عدم لذت بردن ا ز زندگی ، كاهش انرژی جسمانی ، كاهش علاقه به موارد مختلف زندگی ، كاهش عملكرد تحصیلی ، شغلی و اجتماعی. عوامل مؤثر بر شادمانی نیز مورد مطالعه قرار گرفته اند . پژوهش ها نشان می دهد ، عواملی مثل سن ، جنسیت و تحصیلات رابطه زیادی با شادمانی ندارد در عوض چهار عامل ایمان مذهبی ، وضعیت تاهل ، همسر و تیپ شخصیتی افراد رابطه زیادی با شادمانی دارند به این صورت كه شادمانی افرادی كه ایمان مذهبی قویتری دارند ، متاهل اند ، همسر خوبی دارند و دارای شخصیت برون گرا و با ثبات اند از بقیه افراد بیشتر است. ثروت نیز در حد بر آورده كردن نیازهای اولیه زندگی بر شادمانی تاثیر داردضرورت زندگی شاد تا حدی است كه برخی روانشناسان معتقدند یكی از عوامل مهم مؤثر بر سلامت جسمانی شادمانی است .همچنین عملكرد روابط اجتماعی و پیشرفت افراد شاد بیشتر است. ارائه راهبرد اگر بخواهیم زندگی شادی داشته باشیم چه باید بكنیم؟ پاسخ اصلی به این سؤال این است كه ((شادی در خانه ما را نمی زند!)) شاد زیستن به تلاش نیازمند است.یعنی باید شادی راجستجو كنیم .درمطالعاتی كه برای بررسی مهارتهای شاد زیستن انجام شده است ، 12 مهارت به عنوان مهارت های اصلی شاد زیستن معرفی شده اند ، انتظار می رود كسانی كه این مهارتها را آموخته اند و در زندگی شخصی خود از آن استفاده می كنند شادتر از افراد دیگر باشند . این مهارتهای دوازده گانه به شرح زیر است : 1.بیان احساسات شما چقدر احساسات خود را بیان می كنید؟ آیا اگرازكسی ناراحت یاعصبانی می شوید به او می گوییدو یا اینكه عمده دلخوری ها را درون خود می ریزیدآیا مهارت بیان این احساس را بدون اینكه مشكلات مهمی هم پیش آید دارید؟ برخی افراد می توانند به صورت مؤدبانه (نه پرخاشگرانه)احساسات خود را بیان كنند و یا حتی وقتی به دلایل مختلف قادر به بیان احساس خود نیستند آنرا بنویسند و بعد پاره كنند ؛ می توان گفت افرادی كه توان انجام این دو كار را دارند ، مهارت بیان احساسات را دارا هستند. پس برای كسب این مهارت بهتر است این دو كار را تمرین كنیم. یك – احساسات خود شامل دلخوری ، ناراحتی ، نگرانی ها را به فرد عامل آن یا افراد دیگر قابل اعتماد بازگو كنیم . سعی كنیم رفته رفته طریقه مؤدبانه بیان کردن آن را هم بیاموزیم. دو- حداقل هفته ای دو بار احساسات منفی خود را روی كاغذ بنویسیم و بعد هم پاره کنیم. 2.خوش بینی خوش بینی یعنی دیدن وجوه مثبت امور ، دیدن نقاط قوت خود و دیگران ،دیدن نقاط روشن آینده. اگر نگاهی به دور و بر خود داشته باشیم مشكلات زیادی را مشاهده می کنیم ولی كنار این مشكلات هم توانایی ها و امكانات زیادی هم داریم كه شاید بدون استفاده مانده باشد. كسی كه می تواند براین امکاناتو توانایی ها تمركز كرده و آنها تو سعه دهد خوش بین است و كسی بر محدو دیت ها و ضعف ها تمركز كرده و از این بابت ناراحت است بدبین است . شاید گاهی با تاكید بر عیوب دوستان خود هم خود را نگران و ناراحت می كنیم وهم آنان را و گاهی با تمركز بر نقاط قوت آنان ، هم خود را شادمان می كنیم و هم به آنان انگیزه بیشتری می دهیم ولی بهتر است از قبل هم خوش بینی نسبت به خود را توسعه می دهیم. آیا فكر نمی كنید برای تقویت این مهارت به آموزش ، مطالعه و تلاش بیشتری نیاز داشته باشیم؟ 3.فعالیت و سر گرمی هر چه افراد فعال تر و سر گرم تر باشند ، شادمان ترند . برخی می توانند خود را سر گرم كنند و فعالیت زیادی دارند ولی برخی در سر گرم كردن خود نا توانند وقتی از فعالیت صحبت به میان می آید منظور فعالیت جسمانی است. كسی كه از صبح تا شب به امور مختلف خود می پردازد حداقل یک ساعت پیاده روی می كند ، كمتر می خوابد یعنی خواب خود را در شب حدود 23 تا 6 صبح تنظیم می كند . این فرد حداقل های لازم در این مورد را داراست. 4.توسعه روابط اجتماعی اگر چه روابط اجتماعی وقت گیرند ولی ابزار بسیار مناسبی برای تقویت روحیه وشادمانی است. برخی مطالعات طولی نشان داده ، افرادی كه روابط اجتماعی گسترده ای دارند به بیماری های صعب ا لعلاج كمتر مبتلا می شوند. نکته کلیدی این است كه((تنهایی را كاهش)) و ارتباط خود را با دیگران تقویت می كنیم. هر چند روابط اجتماعی نیز مشكلات و محدودیت های خاص خود را دارد. 5.صمیمیت علاوه روابط اجتماعی ما نیازمندیم مكنونات درونی خود را به فرد یا افرادی بازگو كنیم این افراد كه لازم است قابل اعتماد ما باشند به عنوان افرادصمیمی با ما تلقی می شوند. ممكن است خواهر ، برادر ، دوست حتی پدر یا مادرما باشند. آنچه اهمیت داردوجوه فردی است كه بتوانیم به راحتی با وی درد و دل كنیم. شما چند دوست صمیمی دارید؟ آیا كسی هست كه قابل اعتماد شما باشد و بتوانید به راحتی با وی گفتگو كنید؟ 6.خلاقیت چقدر تفكر خلاقانه دارید یعنی هر كاری می خواهید انجام دهید به خودمی گویید: ((آیا می توانم این كار را به صورتی دیگر كاملا نو و جدید انجام دهم))هر چه تلاش شما برای انجام امور به سبك جدید بیشتر باشد خلاقیت بیشتری دارید . تفكرات خلاقانه ، كسالت ، غم و اندوه را كاهش می دهد ولی سؤال این است كه آیا شما شیوه خلاقانه زندگی كردن را می دانید؟ تنوع و تغییر در محیط زندگی نیز از اجزا همین مهارت است. در این زمینه چگونه عمل می كنید؟ 7.كاهش توقعات هر چه توقع ما از خود و دیگران بیشتر باشد ، شادمانی بیشتری را تجربه می كنیم .به نظرشما چقدر باید از دیگران توقع داشته باشیم؟ زیاد ، متوسط كم یا اصلا. اگر برای دیگران زحمت كشیده باشیم چقدر؟ از پدر و مادر و خواهر و برادر خود چقدر؟ برخی افراد كمال گرایند یعنی از خود هم توقع زیادی دارند، دوست دارند همه جا عالی و كامل باشند این افراد از خود توقع بالایی دارند پس هر چه توقع ما از خودمان و دیگران كمتر باشد شاد تریم. 8. خود بودن چقدر همان كه هستید می نمایید؟ برخی چیز دیگری هستند ، جور دیگری خود را نشان می دهند،برخی از اینكه دیگران بفهمندكه هستند نمی ترسند ظاهر خود را تغییر نمی دهند ، ریا نمی كنند. اگراهل روستایی دورافتاده اند براحتی می گویند . هر چه همانطور كه هستیم خود را نشان دهیم شادتریم. 9.برنامه ریزی و سازماندهی چقدر آنچه می خواهید را سریع پیدا می كنید؟ اگر وسایلمان سازماندهی منظمی داشته باشد شادتریم . ضمن اینكه برنامه ریزی در امر نیز ما را شادتر می سازد. اگر همه درسها و كارهایمان برای یك روز خاص تلنبار شود یعنی حداقل در برنامه ریزی درسی مشكل داریم ، آنوقت اضطراب را تجربه می کنید كه اضطراب كاهنده شادمانی است. 10.زندگی در زمان حال گذشته رفته است آینده نیامده است .هم اكنون صرفا حال وجود دارد.چگونه می توان در حال ماند و در گذشته و آینده پرسه نزد؟ این مورد را با دوستانتان در میان بگذارید و با هم بحث كنید . 11.دوری از نگرانی این مهارت بسیار مهم است. نگرانی در هر شرایطی سراغ ما می آید گاهی افكار نگران كننده مثل خوره وجود ما رامی خورد.اگركسی بتواند به روشنی این افكار را از خود دور كند شادمان تر است. روشهای مختلفی برای دور كردن نگرانی وجود دارد ، نوشتن نگرانی ها و بعد پاره كردن آنها ، آزاد گذاشتن افكار و... خندیدن به آنها متوقف كردن افكار شما از چه روشی استفاده می كنید؟ اگر روش شما مؤثر نبوده است روش خود را عوض كنید. 12.اولویت دادن به شادی چقدر به شادی اهمیت می دهید؟ وقتی پول دارید چقدر از آن را صرف شادمانی می كنید؟ اتاقتان شاد است؟ چیرمان وسایل به گونه ای است كه شما را شاد كند؟ سری به چهره تان بزنید چهره تان شاد است؟ تحقیقات نشان می دهند حتی چهره شاد در دراز مدت شادمانی می كند. منابع و مآخذ -عابدی ، محمد رضا ، نشریه فرهنگسرای خانواده ، اسفندماه 84 ، شماره 1 -بازتاب ، فصل نامه آموزشی - روان شناسی ، مركز مشاوره دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان ، تابستان 84 ، شماره 4 -حسین زاده ، سید محسن ، روشهای ایجاد انگیزه شادی -عابدی ، محمد رضا ، شادی در خانواده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 22:43 توسط گروه مشاوره |
|
|
داروهای موثر در درمان اختلالات خلقی (افسردگی) و اضطراب داروهای ضد افسردگی داروهای ضد افسردگی براساس ناقل های عصبی مغز ساخته می شوند . سه نوع ناقل عصبی وجود دارد : 1- سروتونین 2- نوراپی تفرین 3- دوپامین داروهایی که بصورت اختصاصی روی گیرنده های سرتونین اثر می کنند شامل : SSRI فلوکستین (فلوگزتین)، فلوراسامین، سرترالین و پاروکستین می باشند.معمولاً گیرنده های افسردگی و اضطراب مانند هم هستند . بنابراین بیشتر داروهای آن ها مانند هم می باشند . در بچه ها چون این داروها زودتر روی گیرنده های سروتونین اثر می گذارد به عنوان انتخاب اول می باشد این داروها معمولا طولانی اثر می باشند ; یعنی در واقع نیمه عمر طولانی دارند . مانند فلوکستین که بعد از 20- 15 روز اثرات آن ظاهر می شود .کوتاه و موثرترین آنها پاروکستین است . این داروها ابتدا روی کبد اثر گذاشته و سپس دفع می شوند .عوارض عوارض گوارشی ، تهوع ، استفراغ ، اسهال ،پر خوابی ، پر اشتهایی ،سرگیجه و سردرد. عوارض نادر عوارض شناختی ، بی قراری و عصبی بودن سندرم سرتونرژیک چیست ؟ یعنی هنگامی که فرد دارو مصرف می کند و در پی آن دچار مسمومیت می گردد . علائم آن مثل : بی قراری , بیحالی و گیجی که بیشتردرتداخلات دارویی (مصرف همزمان چند داروبا هم ) ایجاد می شوداثر قطع دارو اثر قطع دارو در آنهایی که طولانی اثر هستند کمتر علائم قطع ظاهر می شود ولی در مورد داروهایی که طول عمر کمتر دارد حالات بی قراری ، لتارژی ، گیجی ، بی حوصلگی ، بی خوابی و لرزش بدن ظاهر می شود . پس توصیه می شود داروها ناگهانی قطع نشود و در طی یک الی دو هفته کم کم دارو قطع گردد . زیرا در غیر اینصورت بیماری مقاوم می شود .
میزان دارو Per/ kg 5-1 است. این دارو در دوزهای 10 و 20 میلی تجویز می شود و تا 4 عدد در روز هم مصرف می گردد . این دارو ها ابتدا بر روی خواب و اشتها اثر می گذارد و آخر کار بر روی خلق ومشکلات آن تاثیرگذار است . لیکن به معنی عدم پاسخ دهی به درمان نیست . همچنین به دلیل آنکه بیماری روحی خیلی دیرتر به درمان جواب می دهد مداومت در درمان داروها الزامی می باشد .
هم خاصیت وسواس زدایی و هم ضد افسردگی دارد لذا اگر افسردگی و وسواس با هم باشد درمان مناسبی می باشد در مورد وسواس کودکان به دلیل مصرف سختی کپسول آن می توان از شربت یا کپسولی که در آب حل شود استفاده کرد .
یک داروی دیگر ضد افسردگی است .شبیه داروهای SSRI است . خواب آلودگی ندارد . در روز و شب می توان استفاده کرد و با یک دوز موثر و نيمه عمر آن طولانی است .در بازار در اندازه های m40- 20 یافت می شود .داروی جدید یک سری داروهای جدید ضد افسردگی وجود دارد که به دلیل گران بودن در دسترس نیست مثل Venlapaxine : که در مواردی منجر به حملات فشار خون می شود یا Bupro Piour که بسیار گران می باشد .ضد افسردگی های قدیمی داروهایی وجود دارند که هنوز هم مورد استفاده در درمان اختلالات خلقی قرار می گیرند و نسبتاً عوارض بیشتری دارند مثل : ایمی پرامین ، نورتریپ تیلین ، آمپی تریپ تیلین ، دوکسپین و کلومین پرامین .کلومین پرامین و آمپی تریپ تیلین ، چون ترکیبات سرتونرژیک دارند در درمان وسواس ها هم تجویز می گردند . در شب ادراری کودکان اولین انتخاب ، ایمی پرامین و نورتریپ تیلین می باشد چون ، سریع روی گیرنده های کلیه اثر می گذارد و ادرار بر می گردد . لذا شب ادراری بهتر می گردد . همچنین این دارو برای بچه ها پیش فعال هم تاثیرگذار است معمولا دوز مصرفی آن بین per/km 5-1 است .دوکسپین داروی ضد افسردگی است که روی ناقل های سرتونرژیک SSRI و ناتل های اپی نفرین TCA اثر دارند . همچنین در درمان صرع هم تاثیرگذار است و باعث کاهش تشنج می شود .MAOI از جمله داروهایی است که در صورت قطع آن , منع مصرف مواد غذایی و مصرف داروی دیگر را دارد .مثل ترافیل سپیرامین . ECI = شوکیکی ازشیوه های درمان دراختلالات خلقی مانندافسردگی اساسی و دوقطبی ها استفاده ازشوک می باشد ضمناً هر چیزی که مداخله سریع می طلبد و باعث تاثیر بهتر دارو می گردد . موارد مصرف - در مورد بیمارانی که به درمان های معمول پاسخ نمی دهند یا همکاری در درمان ندارند- بیماری های ارگانیک همزمان دارند مثل مشکلات کلیه- زنان باردار که مبتلا به افسردگی باشند و مصرف دارو برای جنین ضرر داشته باشد .- پرخاشگری های شدید و غیرقابل کنترل- اقدام به خودکشیمعمولاً بین 12-6 جلسه از شوک استفاده می شود . برای درمان اسکنیرو فرینا بالای 15 جلسه یک روز در میان و ناشتا باید مورد استفاده قرار گیرد . شوک نیز روی ناقل های عصبی با سرعت بیشتر اثر می گذارد و لذا بهتر جواب می دهد . عوارض - تاثیرروی حافظه که کلی باعث فراموشی می شود ولی بعدازمدتی برمی گردد و خطری دربر ندارد .- ایجاد ترس و تشنج در بعضی موارد .- کسانی که عروقی دارند که احتمال خون ریزی دارد ممکن است منجر به آنوریسی مغزی گردد .نکته معمولا برای انجام روان درمانی و مشاوره یک ماه بعد از مصرف داروی ضد افسردگی می توان کار را شروع نمود .
داروهای ضد اضطراب بنزودیازپین ها این دارو گیرنده های خاصی دارد و تعداد آن رو به افزایش است و لذا بخاطر عوارض داروهای قبلی از این طیف بیشتر استفاده می گردد . میزان اثر طولانی اثرها شامل : فلورازپام , کوازپام که تا 100 ساعت در بدن می ماند . یعنی چهار و پنج روز . متوسط اثرها شامل : لورازپام ، اکسازپام ، کلردیازپوکساید ، کلونازپام که تا 48-12 ساعت اثر دارد .کوتاه اثرها شامل : میدازولام ، استازولام در مواردی که اثرطولانی بخواهیم ازطولانی اثرها مثل دیازپام ،اکسازپام و لورازپام استفاده می شود . عوارض داروهای بنزودیازپین اعتیاد آور است , خواب آلودگی ایجاد می کند ، در یادگیری موثر است و قدرت آنرا کم می کند , ایجاد لرزش و در ضمن به دلیل ایجاد وابستگی به خود تحمل ایجاد می کند . لذا مجبوریم در طی زمان دوز ، مصرف را بالا ببریم . در ضمن ، مسائل شناختی نیز دارند که البته پایدار نیست . فواید : سریع اثر است ، در کوتاه مدت نسبت به داروهای دیگر می توان از آنها استفاده کرد ،در افراد مُسن از کوتاه اثر و متوسط اثر باید استفاده کرد . موارد مصرف : در افرادی که اشکالات خواب دارند . انواع اضطراب ها در اختلالات خلقی مثل داروی آپرازولام ß افسردگی و یا کلونازپام در درمان دوقطبی ها در کسانی که تشنج دارند . البته همه به نوعی خاصیت ضد تشنج دارند ولی کم یا زیاد دارند . در موارد ترک الکل به این افراد تجویز می گردد . موارد منع در مورد کسانی که حساسیت دارویی دارند . بیماری گلوکوم زاویه بسته (فشار چشم بالا) . بارداری ها و غیره . فلورازپام این دارو فقط روی گیرنده خواب اثر دارد و معمولا برای بی خوابی استفاده می شود و نسبت به بقیه مشکلات شناختی آن کم است . زولپیدم یک نوع بنزودیازپین است که فقط روی گیرنده خواب اثر دارد و اثر شناختی ندارد و به مدت 6- 5 ساعت تاثیرگذار است . کلوزپام Clozepamخاصیت ضد تشنج دارد ، داروی خوبی است که اعتیاد آور نیست و مشکل خواب هم ندارد . در حملات پنسیک کلونازپام ، زاناکس و اکپرازولام موثر است . لذا ابتدا با داروهای بنزودیازپین ها کنترل می کنیم چون سریع اثر است و بعد از دو هفته که تاثیرگذار شد از داروهایی مثل فلوکستین استفاده می گردد. داروهای بنزودیازپین ها را باید کلا 4-3 ماه استفاده کرد . به خاطر اثر اعتیادآوری و بعد بایدازداروهای دیگر استفاده نمود . فقط در مورد GAD می توان به طورطولانی مدت استفاده نمود.اگر نخواهیم از بنزودیازپین ها استفاده کنیم از داروهای آنتی هیستامین می توان استفاده کرد , مانند : هیدروکسی زین ،دیفن هیدرامین موارد مصرف : در مشکلات خواب ، اضطراب ، حساسیت ها (آلرژی) در مورد کودکان داروهای خوبی است .موارد منع مصرف در مورد افرادی که حساسیت دارویی دارند ، در گلوکوم ، در افرادی که مبتلا به آسم هستند و در مورد بچه هایی که نارس هستند . عوارض خواب آلودگی ، خشکی دهان ، تحریک پذیری .هیدروکسی زین را می توان به عنوان ضد استفراغ هم مورد استفاده قرار داد که به صورت قرص ، کپسول ، شربت و آمپول وجود دارد . این بنزودیازپین ها خطر مرگ ندارند یعنی تا دوز 200 میلی آن خطر مرگ ندارند ولی اگر با داروهای ضد افسردگی همراه شود خیلی خطرناک می شود . باسپیرون Buspironاین دارو فقط روی اضطراب اثر می گذارد و هم سرتونرژیک و دوپامین است , اعتیادآوری ندارد مشکلات شناختی نیز ندارد ولی تاثیر آن درازمدت است و افرادی که بنزودیازپین ها را مصرف کردند از این دارو خوششان نمی آید چون دیر اثر است . نیمه عمر آن 4-3 ساعت است و قرص های آن g10- 5 است .موارد منع : فقط در مورد افرادی که حساسیت دارویی دارند .عوارض : در بعضی افراد ایجاد سرگیجه ، تهوع ، سردرد و بی خوابی می کند .داروهای بتابوکل یعنی داروهایی که گیرنده های تب را بلوک می کنند مثل ایندرال و آتنولول ( متونول) . آتنولول که بیشتر داروی فشار خون است و روی ضربان قلب تاثیر دارد . این داروها علائم جسمی اضطراب را کنترل می کنند ، روی شناخت اثر ندارند . لذا درمان اساسی اضطراب نیستند .ایندرال افرادی که آسم دارند نمی توانند این دارو را مصرف کنند زیرا دچارمشکلات تنفسی می شوند معمولا طولانی اثر است و بین 12-10 ساعت اثر دارد ، متونول 24 ساعت اثر دارد .ایندرال با دوزهای 40 تا 10 و تا 1600 میلی هم خطر مرگی ندارد . موارد منع حساسیت دارویی ،آسم و ناراحتی قلبی .لیتیوم مکانیزم دقیق اثر آن مشخص نشده و روی یکسری گیرنده های خاصی اثر می گذارد و آنرا کنترل می کند . نیمه عمر آن 20- 18 ساعت است و تاثیرات خلقی دارد . معمولا در دو دوز مصرف می شود . (صبح و بعد از ظهر) .در بچه ها ترجیح داده می شود 3 بار در روز مصرف شود چون نیمه عمر آن کوتاه تر است . موارد مصرف اختلالات دو قطبی DMD مانیا یا هیپومانیا , افسردگی ها( اگر به درمان افسردگی جواب ندهد آنگاه لازم است لیتیوم با داروی ضد افسردگی مصرف شود ، اختلالات سلوک ، پرخاشگری شدید ، سر دردهای میگرنی ، بعضی از بیماری های دیررس (هِرپس ) ، دردهای دوره پریود ماهانه ، در عقب ماندگان ذهنی اگر پرخاشگری شدید داشته باشند بسیار خوب جواب می دهد .عوارض عوارض گوارشی ، ایجاد تهوع و استفراغ ، چاقی ، خواب آلودگی ، لرزش دست ، خیس کردن روزانه و شبانه ، پر نوشی در مورد مصرف آب و مثل دیابتی ها بی مزه آب می خورند ، مشکلات کلیوی ، تیروئید ß کم کاری می آورد آکنه ، احساس خستگی و مشکلات خونی . برای کاهش عوارض گوارشی می توان دارو را در ابتدا و یا بعد از غذا مصرف کرد . این دارو چون اشتهای خوردن مواد قندی را افزایش می دهد باعث چاقی افراد می شود . عوارض عصبی این نوع عوارض معمولا بر اثر ترکیب با داروهای آنتی سکیوتیک رخ میدهد . مانند NMS (سندرم نورولپتیک بدخیم ) که معمولا کشنده است .قبل از مصرف لیتیوم باید حتما یکسری آزمایشات انجام شود . تست های در بدو شروع : CBG الکترولیتهای های سدیم , پتاسیم , کلسیم را می سنجد , تست حاملگی برای جلوگیری از عوارض قلبی مادرزادی , کلیه و تیروئید .نوار قلب نیز باید در مردان بالای 40 سال و کسانی که سابقه بیماری قلبی دارند گرفته شود . در مصرف لیتیوم معمولا دوز درمانی آن با دوز سمی آن به هم نزدیک هستند . تحمل سطح لیتیوم در بچه ها بیشتر از بزرگسالان است . لیتیوم دارویی است که مجبور هستید در مصرف آن فاکتورهای خون را چک کنید . در ماه اول هر هفته , در سه ماه اول هر ماه یکبار ، سه ماهه یک بار و 6 ماه یکبار . دامنه لیتیوم بین 2/1- 6/0 است . معمولا باید حوالی 1 تا 8/0 باشد و در مورد بالغین معمولا 5/1 تا 8/0 باشد . لیتیوم معمولا بعد از 10 روز اثر می کند و بعد از 5 تا 7 روز سطح لیتیوم در خون بالا می رود و از سن 6 سال به بالا تا 18 سال تجویز می شود و با تمام مشکلات هنوز بهترین درمان برای دوقطبی و افسردگی است . علائم مسمومیت مسمومیت با لیتیوم فوق العاده خطرناک است و معمولا کشنده است . اسهال شدید ( در تابستان دوزمصرف پایین م یآید چون عرق کردن زیاد است .) ، لرزش شدید دست ، خواب آلودگی شدید ، عدم تعادل و ضعف عضلانی .در مصرف لیتیوم توصیه می شود مایعات زیاد مصرف شود . همچنین نمک به مقدار زیاد مصرف گردد بدلیل پایین آمدن سطح لیتیوم ، در مراحل مسمومیت شدید حالت کما , تشنج و تشنج مرگ رخ می دهد . مشکل لیتیوم این است که از مغز عبور می کند ، وارد مغز شده ، معمولا براحتی خارج نمی شود . داروهای ضد تشنج :این داروها که ضد تشنج می باشند برای اختلال های دوقطبی نیز مورد استفاده قرار می گیرند و عبارتند از : سدیم والپرات ، کاربامازاپین ، گابوپنزین ، لاموتریژن. موارد مصرف :اختلال های دوقطبی ، تشنج ، سردرد های میگرنی ، پرخاشگری ، سوء مصرف مواد و اختلالات ارگانیک خلقی یعنی وجود تومور در مغز . سدیم والپرات : داروی ضد تشنج است .عوارض :عوارض گوارشی ، کبدی ، خونی ، ایجاد پلی کیستیک در تخمدان ، چاقی و ریزش مو . این داروها را با شیر نباید مصرف کرد , عوارض کبدی آن خطرناک است و باید قبل از شروع و هر سه ماه یکبار چک شود , عوارض کم خونی نیز دارد زیرا پلاکت های خون را پایین می آورد و باید احتمالاً آزمایش خون داده شود . برای دختران احتمال اختلال در پریود ماهانه و همچنین رشد موهای زائد وجود دارد . موارد منع سدیم والپرات :حساسیت های دارویی ، مسائل و مشکلات کبدی ، کودکان زیر دو سال ( بخاطر ایجاد مشکلات عصبی- نخاعی ) و در دوران حاملگی . کاربامازاپین :در زمان شروع مصرف حتما باید آزمایش خون CBC گرفته شود .موارد مصرف : مصرف آن در ADHD و کودکان مبتلا به اختلالات سلوک ، اختلال دوقطبی ، پرخاشگری ، نورالزی عصبی و تشنجاز 6 سالگی می توان این دارو را تجویز کرد . در بعضی کودکان ممکن است علائم مانیا ایجاد کند . لذا مصرف آن از زمان خاصی می باشد . موارد منع : حساسیت پوستی ، مبتلایان به سرطان مغز استخوان ، همچنین کسانی که در آزمایش خونشان هموگلوبین زیر 10 باشد . عوارض : عوارض خونی ، پوستی ( مثل خارش ) ، کهیرپوستی ، دوبینی ، سرگیجه ، تار بینی ،عوارض GI ( تهوع و استفراغ )تداخلات دارویی : تداخلات دارویی یعنی آنکه این دارو را می توان با چه داروهای دیگری مصرف کرد و یا برعکس (امکان مصرف آن با چه داروهایی امکان پذیر نمی باشد ) .داروهایی که سطح آنرا پایین می آورند مثل : هاروپریدول ، تئوفیلین و فنوباربیتال . داروهایی که سطح آنرا بالا می برند مثل : لیتیوم . گاپا پثتین : دارویی است که به شکل ترکیبی استفاده می شود . برای اطفال تجویز نمی شود ولی در بالغین برای افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی مصرف می شود . این دارو بصورت کپسول است و در دوزهای 100- 300 و 400 وجود دارد . (( لامیکتال )) یا لاموتریژین : برای وسواس و گاهی افسردگی استفاده می شود , برای افراد بالای 16 سال تجویز می شود . در کشور ما به کودکان نیز داده می شود که خطرناک است و حساسیت پوستی ایجاد می کند و ممکن است کشنده باشد . این قرص ها در اندازه های 25 تا 50 گرمی وجود دارد . منوسایکوتیک Antipsychoticداروهای جدید : ریسپریدون , کلوزاپین , اولانزاپین عوارض عصبی کمتر است , روی علائم منفی موثر هستند , گیرنده های اختصاصی تر روی سرتونین موثر است . داروهای قدیمی : هالوپریدرل ، تیوریدازین ، کلروپرمتازین ، تری فلوپرازین ، فلوفنازین ، پرفنازین. تفاوت داروهای قدیمی با جدید در اینست که داروهای قدیمی دارای عوارض عصبی بیشتری است و روی علائم مثبت بیشتر تاثیرگذار هستند و گیرنده های وسیع تری را در بر دارند مانند : دوپامین .موارد مصرف : در سایکوزها ( اسکیزد فرنی ، دوقطبی ، اختلالات خلقی و سایکوتیک ) در اختلالات هذیانی و در اختلالات اضطرابی مخصوصاً وسواس ها ، PTSD ، GAD ß اضطراب منتشر استفاده می شود .نارتروکسان : در اختلالات سلوک ، ADHD اوتیسم ، ریسپریدول استفاده می گردد و هنگامی که اوتیسم یا بیش فعالی با گاز گرفتن همراه باشد از داروی نارتروکسان استفاده می شود .در MR عقب افتاده های ذهنی که رفتارهای تکراری دارند در اختلال TIC و در سکسکه مقاوم نیز از نارتروکسان استفاده می شود .عوارض : حالتهای استفراغ و تهوع ، اختلالات خواب ، بیخوابی شدید و اختلالات جنسی . عوارض : داروهای ضد سایکوتیک
دیستونی حاد یا گرفتگی عضلانی آگاتژیا ( بیقراری در پاها ) همراه درد پارکینستونیسم NMS سندرم (نورلپتیک بدخیم) که بدن فرد بسیار خشک است. حتی نمی تواند درست بخوابد ، تعرق شدید ، تب متغیر شدن علائم حیاتی و اختلال در سطح هوشیاری .تاردیودیسکنزی تاخیری : در مواردی که به مدت طولانی این داروها مصرف می شود یک نوع اختلال حرکتی دیررس است و معمولاً می تواند غیرقابل بازگشت باشد و برای همیشه در بدن فرد باقی بماند . عوارض غیر عصبی آن عبارتند از تغییر رنگ پوست ، تیره شدن آن و حساسیت پوست نسبت به نور خورشید ، چاقی ، گیجی ، خواب آلودگی ، عوارض غددی ، کاهش میل جنسی ، عوارض لبی ، یبوست ، خشکی دهان ، مشکلات شناختی ، اختلال در تمرکز ، مشکلات کبدی ، کاهش فشار خون و تپش قلب . گروه مشاوره ناحیه5 باتشکر فراوان از سرکار خانم هویدافر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 22:35 توسط گروه مشاوره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
مقالات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1389 فروردین 1389 دی 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها |
|
سايت مركز تحقيقات استان اصفهان سايت سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان ترفند هاي كامپيوتري و موبايل گلبرگ |
|
RSS
|